شيخ حسين انصاريان
297
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
أنْهاراً مِنْ دَقائِقِ عُلُومِ أزَليَّتى ، وَ وَضَعْتُ فى قَلْبِكَ جَبالًا مِنْ يَقينى . « 1 » اى موسى ! قلبت را براى تجلّى محبّت من از هر چيزى خالى كن كه من دلت را ميدان محبّتم قرار دادهام و در قلبت سرزمينى از معرفتم پهن كرده و خانهاى از ايمان به خودم بنا نهادهام . در دلت آفتابى از شوقم به گردش درآورده و ماهى از محبّتم روشن و درخشان كرده و ستارگانى از خواستهام در قلبت به جريان آورده و ابرى از انديشهام در آسمان دلت پديد آوردهام . نسيمى از توفيقم در قلبت پراكنده و بارانى از فضل و بخششم در قلبت باريدهام ، از صدق و درستى چمنزارى در اين سرزمين كاشته و درختانى از طاعت و عبادت در آن پرورش دادهام ، برگهاى آن درختان را از تقوا تعبيه كرده و ميوهاش را حكمتى از مناجاتم قرار داده و در قلبت نهرهايى از دقائق دانش ازلىام جارى كرده و كوههايى از يقين در سرزمين دلت استوار ساختهام . حكيم صفاى اصفهانى در مقام انسان مىفرمايد : گذشت درگه شاهى زآسمان سرما * كه خاك درگه درويش توست افسر ما زند كبوتر ما در هواى بام تو پر * شكار سرّ حقيقت كند كبوتر ما ستارهايم نه بل شاهباز دست شهيم * كه آفتاب بود زير سايهء پر ما
--> ( 1 ) - جامع الاسرار و منبع الاسرار : 513 - 514 .