شيخ حسين انصاريان
273
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
لَكَ أنَّ مَنْ عَمِلَ مِنْهُمْ بِسَيِّئَةٍ ثُمَّ اسْتَغْفَرَ غَفَرْتُ لَهُ . قالَ : يا رَبِّ زِدْنى . قالَ : قَدْ جَعَلْتُ لَهُمُ التَّوْبَةَ - أوْ بَسَطْتُ لَهُمُ التَّوْبَةَ - حَتّى تَبْلُغَ النَّفْسُ الْحَنْجَرَةَ . قالَ : يا رَبِّ حَسْبى . « 1 » آدم عليه السلام به حضرت حق عرضه داشت : الهى ! شيطان را به من راه دادى تا جايى كه همچون خون بتواند در تمام شؤون حيات من جريان داشته باشد ؛ چيزى براى من قرار ده كه بتوانم حيلهء او را از خود بر طرف كنم . خطاب رسيد اين واقعيّت را برايت قرار دادم كه اگر كسى از فرزندانت تصميم بر بدى گرفت در پروندهاش نوشته نشود و چون بر خوبى نيّت كرد و آن را به عمل نياورد يك حسنه برايش ثبت شود و چون عمل كرد ده حسنه نوشته شود . عرضه داشت : الهى ! بر من بيفزا . خطاب رسيد : اگر از ذرّيّهات گناهى سر زد سپس توبه كرد او را مىبخشم . آدم درخواست عنايت بيشترى كرد ، پاسخ آمد ، براى تمام آنان توبه قرار دادم و وقت توبه را تا رسيدن جان به حنجره مقرر كردم . گفت : پروردگارا ! مرا كفايت مىكند . انسان وقتى دورنمايى از كرم و لطف حضرت حق را در آيات قرآن و روايات مىبيند ذوق و شوق و حال و عشق عجيبى در درونش پديدار مىشود و سر از پا نشناخته ، زبانش به غزل زيباى زير مترنّم مىشود : چو مهر روى تو دارم نظر به ماه ندارم * به مهر و ماه زشوقت سرنگاه ندارم به روى و موى تو از آن زمان كه دل شده مايل * خبر ز روز سپيد و شب سياه ندارم
--> ( 1 ) - بحار الأنوار : 68 / 248 ، باب 71 ، حديث 11 ؛ الكافى : 2 / 440 ، حديث 1 ، با كمى اختلاف .