شيخ حسين انصاريان

193

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

است كه هر كس پروردگار خود را فراموش كند و از ياد او برود راهى برايش نمىماند غير اين كه به دنيا چنگ زند و آن را تنها مطلوب و هدف خويش قرار دهد . و براى تحصيل آن بكوشد و تمام همّت خود را صرف درست كردن زندگى و گسترش آن كند . زندگى چنين كسى ، كم باشد يا زياد او را بسنده نيست ؛ زيرا هر چه به دست آورد باز راضى نشود و سعى مىكند بيشتر و بيشتر به چنگ آورد . بنابراين هر چه به دست آورد دلش افزون‌تر مىطلبد ؛ به علاوه غم و نگرانى و اضطراب و ترس از پيشامدها و بلاهاى ناگوارى چون مرگ و بيمارى و آفت و حسادت بدخواهان و توطئهء دشمنان و ناكامى در كوشش‌ها و از دست دادن كسان و چيزهايى كه دوست دارد او را پيوسته دلتنگ و بىقرار مىسازد . در صورتى كه اگر مقام و عظمت پروردگار خويش را مىشناخت و همواره به ياد او بود و يقين مىيافت كه نزد پروردگارش حياتى جاودانه و نياميخته با مرگ و نيستى دارد و ملكى زوال‌ناپذير و عزتى ناب و تهى از خوارى و شادى و مقام و كرامتى بىپايان در انتظار اوست و درمىيافت دنيا گذرگاه است و زندگى آن در قياس با زندگى اخروى ناچيز است . اگر اين نكته‌ها را درمىيافت ، به همان مقدار از دنيا كه برايش مقدر شده قناعت مىكرد و معيشتى كه بهره‌اش گشته است كفايتش مىكرد و خود را در تنگنا و سختى قرار نمىداد . » « 1 » ايشان در بحث ديگرى با عنوان گفتارى دربارهء معناى عذاب در قرآن مىنويسد : همچنانكه در تفسير آيهء : وَ قُلْنَا يَادَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ » « 2 » و گفتيم : اى آدم ! تو و همسرت در اين بهشت سكونت گيريد .

--> ( 1 ) - تفسير الميزان : 14 / 225 ، ذيل آيهء 124 سورهء طه . ( 2 ) - بقره ( 2 ) : 35 .