شيخ حسين انصاريان

14

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

طايف ] نازل نشد ؟ ! هفتم - / تعجّب و اين در وقتى است كه محسود در نزد حاسد حقير و نعمتى كه به وى رسيده بزرگ باشد و از رسيدن مثل وى به چنان نعمتى در شگفت شود و حسد ورزد و زوال آن را بخواهد و از اين قبيل است حسد امّت‌ها نسبت به پيامبران خود كه مىگفتند : مَا أنْتُمْ إلّا بَشَرٌ مِثْلُنا » « 1 » شما جز بشرهايى مانند ما نيستيد . گاهى اين اسباب و عوامل يا بيشتر آنها در يك نفر جمع مىشود و بدينگونه حسد در او نيرومند مىگردد به حدّى كه ديگر نمىتواند آن را پنهان دارد و دشمنى را آشكار مىسازد و گاه حسد چندان نيرومند شود كه حسود آرزو كند كه هر نعمتى را نزد هر كسى مىبيند از او زايل شود و به دست وى برسد . » « 2 » رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : قالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِمُوسَى بْنِ عِمْرانَ : يَابْنَ عِمْرانَ ، لا تَحْسُدَنَّ النّاسَ عَلى ما آتَيْتُهُمْ مِنْ فَضْلى ، وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إلى ذلِكَ وَ لا تُتْبِعْهُ نَفْسَكَ ، فِإنَّ الْحاسِدَ ساخِطٌ لِنِعَمى ، صادٌّ لِقَسْمِىَ الَّذى قَسَمْتُ بَيْنَ عِبادى ، وَ مَنْ يَكُ كَذلِكَ فَلَسْتُ مِنْهُ وَ لَيْسَ مِنْى . « 3 » اى پسر عمران ! از فرآورده‌هاى فضل و رحمتم بر مردم حسادت مورز و به اين نعمت‌ها و مزاياى زندگانى آنها چشم مدوز و در قلب و روان خود آن را پىگيرى مكن ؛ زيرا انسان حسود نسبت به احسان من در بارهء مردم خشمگين

--> ( 1 ) - يس ( 36 ) : 15 . ( 2 ) - علم اخلاق اسلامى : 2 / 256 - 270 با تلخيص . ( 3 ) - الكافى : 2 / 307 ، حديث 6 ؛ بحار الأنوار : 13 / 358 ، باب 11 ، حديث 67 .