شيخ حسين انصاريان

126

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

مردم مىديدند هر چه گرسنگان بيشتر مىشوند او بيشتر در پى جمع آورى ثروت مىافتد و هر چه برهنگان زيادتر مىگردند او با لباس‌هاى فاخر خود بيشتر تجمّل و آرايش مىكند ، علاوه بر اين كه غرور و بزرگى هم مىفروشد و همچنان راه طغيان و ظلم خود را دنبال مىكند . لاجرم جمعى تصميم گرفتند روح خير را در او تحريك كرده از آن خواب گرانش بيدار سازند ، لذا از درِ خيرخواهى نصيحتش كردند كه مال نبايد وسيلهء گمراهى انسان گشته و ميان او و احسان به مردم و ناديده گرفتن لغزش‌هاى محتاجان و خوشدل نمودن و تلطف بر بيچارگان حايل گردد ، بلكه بهترين وسيله است براى اين كه انسان بتواند به چنين كارهاى نيكى توفيق يافته نام نيك دنيا و ثواب آخرت را به دست آورد . مضافاً بر اين كه احسان به خلق بهتر از خود انسان مال را نگهدارى كرده ، باقى مىگذارد . سپس اضافه كردند كه ما براى مال تو كيسهء طمع ندوخته‌ايم ، اين تو و آن اموالت ، هر چه مىخواهى از آن استفاده كن ، ما پيشنهاد ديگرى به تو داريم كه خيرش عايد خودت مىشود و آن اين است كه مگر مقصود تو غير اين است كه از رزق طيّب حلال دنيا كام برگيرى ؟ البته بگير ، لكن فقرا را هم در نظر داشته باش و كاميابى از دنيا ، محتاجان را از يادت نبرد و به شكرانهء اين كه خداوند به تو احسان كرده تو نيز به ايشان احسان كن تا نعمت برايت محفوظ مانده و ثروت بركت كند و از آن فقط خير بينى و مايهء درد سرت نشود . لكن يك مرد طاغى كجا گوشش بدهكار نصيحت است و چگونه ممكن است اندرز را تا پردهء دل او نفوذ داد ؟ علاقهء به مال شراشر دل قارون را پر كرده و جايى براى نصيحت باقى نگذاشته ، به علاوه در او علوّ و استكبار به بار آورده ، ديگر كجا از افراد خير خواه حرف مىشنود ؟ به نظر او اين افراد كسى نيستند كه به او دستور