شيخ حسين انصاريان

10

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

خود مىگيرد و اعمال شايستهء خود را به دفتر اعمال او منتقل سازد ، بنابراين حسد وى براى محسود جز خير و نفع اثرى ندارد . و با وجود اين در مقام عناد و ضدّيت با آفريدگار بندگان است ؛ زيرا اوست كه نعمت‌ها و خيرات را بر بندگان چنان كه اراده فرموده به مقتضاى حكمت و مصلحت خود ارزانى داشته است . پس حكمت حق و عنايت و مصلحت او چنين اقتضا كرده كه آن نعمت بر آن بنده حاصل و باقى باشد و حسود بيچاره زوال آن را مىخواهد و آيا اين چيزى جز ناخشنودى از قضاى الهى در برترى دادن بعضى بندگان بر بعض ديگر است ؟ و اين نيست مگر آرزوى قطع فيوضات الهى كه بر حسب حكمت بالغه مقدّر و صادر شده و خواستنِ خلاف آنچه خداوند به مقتضاى مصلحت اراده فرموده است . بلكه حسود طالب نقص بر خداى سبحان است و نمىخواهد خدا را متّصف به صفات كماليّه بداند ؛ زيرا افاضهء نعمت‌ها از سوى خداوند در وقت شايسته و در جاى مستعد ، از صفات كماليّهء خداى تعالى است كه عدم آنها نقص است بر او و حسود ثبوت اين نقص را مىخواهد . از سوى ديگر حسود ، چون زوال نعمت‌هاى الهى را كه وجوداتند مىخواهد و بازگشت شرور و بدىها به عدم است پس وى طالب شرّ و دوستدار آن است و حكما تصريح كرده‌اند : هر كه به شرّ ، اگر چه براى دشمن ، راضى و خشنود باشد در واقع شرير است . پس حسد بدترين رذايل و حسود شريرترين مردم است و چه معصيتى بالاتر از اين كه كسى از راحت مسلمانى بدون آن كه براى وى ضررى داشته باشد ناراحت و متألّم شود و از اينرو در آيات و اخبار از اين صفت مذمّت شديد شده است . خداى سبحان در بدى و پستى اين صفت و تيره‌بختى و شقاوت گرفتار اين رذيلت ، مىفرمايد :