شيخ حسين انصاريان
346
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
زمين را باغ مشك افشان كند از سنبل و نسرين * زند دست صبا چون شانه بر زلف پريشانش به ده نعمان و صد كاخش تو بر باد فراموشى * خَوَرْنَق « 1 » كاخ گردون بين و مهر و ماه نعمانش سپهر نيلگون را كاخ زرّين سازدى هرگه * سر از جيب افق بيرون كند خورشيد رخشانش زبى باكى نه طبع انگيخت با گل خار خونريزش * به ناپاكى نه دهر آميخت اضداد آخشيجانش « 2 » ر اين گلشن چو گل رسم ادب بگزين و خندان شو * به ديده غير زيبايى مبين در نقش كيهانش ( مهدى الهى قمشهاى ) كار و كوشش مادى و معنوى گرچه بدن و جسم را پس از مدتى خسته مىكند و بالأخره از كار مىاندازد ، ولى روح و قلب را نشاط مىدهد و پس از مرگ به خصوص در قيامت بدنىتر و تازه و جوان و چهرهاى زيبا و تابناك به انسان برمىگرداند تا با آن قالب تازه و جسم ارزنده روح و قلب بتواند از تمام نعمتهاى بهشت عنبر سرشت در سايهء رضوان حق استفاده كند . آرى ، بدن با كار و كوشش مادى و معنوى از بين نمىرود بلكه تبديل به بدنى نيكو و جسمى احسن مىگردد ، چرا كه وقتى انسان در تمام حركاتش به دستور حضرت حق عمل كند ، در حقيقت آنچه از چشم و گوش و زبان و دست و پا و شكم و شهوت خرج مىشود ، در خزانهء رحمت حق ، آن مادهء خرج شده ذخيره مىگردد
--> ( 1 ) - خورنق : محلى در يك مايلى شرقى نجف در عراق كه به سبب قصرى كه نعمان بن امرؤالقيس براى يزدگرد اول ساسانى ساخت ، مشهور است . ( 2 ) - آخشيج : ضد و نقيض و مخالف .