شيخ حسين انصاريان
284
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
پدر پير پسر جوان را در آغوش كشيد و بوسههاى گرم و پرسوزى نثارش كرد ، سپس دست و پاى او را بست و با دلى سرشار از ايمان و لبريز از رضا ، كارد را بر كشيد و بر گلوى اسماعيل نزديك كرد در حالى كه تمام ملكوت نگران كار او بودند . ابراهيم كارد را به گلوى اسماعيل كشيد ، بار دوم و سوم نيز تكرار كرد اما اثرى از بريدگى و جارى شدن خون نديد و تغيير حالتى هم در قربانى مشاهده ننمود . » « 1 » گويى به زبان حال بر سر كارد تيز فرياد زد : چرا نمىبُرى ؟ و كارد هم به زبان حال به او پاسخ داد : الْخَليلُ يَأْمُرْنى ، وَ الْجَليلُ يَنْهانى . ابراهيم تو مىخواهى من سر فرزندت را جدا كنم ، ولى صاحب هستى مرا از بريدن نهى مىكند ! آرى : « وَ مَضَتْ عَلى إرادَتِكَ الأْشْياءُ فَهِىَ بِمَشيَّتِكَ دُونَ قَوْلِكَ مُؤْتَمِرِةٌ ، وَ بإرادَتِكَ دُونَ نَهْيِكَ مُنْزَجِرَةٌ »
--> ( 1 ) - داستانهاى آسمانى : 185 .