شيخ حسين انصاريان

275

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

خدا صلى الله عليه و آله پرسيد عدّه‌شان چند است ؟ گفتند بسيار است . فرمود چند نفرند ؟ گفتند : نمىدانيم . فرمود : خوراكشان در روز چند شتر است ؟ گفتند : يك روز نُه شتر و روز ديگر ده شتر . رسول خدا صلى الله عليه و آله رو به اصحاب كرد و فرمود : لشگر قريش بين نهصد و هزارند . آنگاه رو به همهء مسلمين كرد و فرمود : بدانيد كه مكّه همهء جگر گوشه‌هاى خود را در اختيار شما قرار داده است . حال ببينيم ابوسفيان كاروان را به كجا سوق داد . او وقتى به گزارش جاسوسان خود از جايگاه مسلمين خبر يافت و فهميد كه مسلمانان بناى تعرّض به كاروان وى را دارند مسير كاروان را تغيير داده و از راه معمولى كنار رفت و بدر را در دست چپ قرار داده به كلّى از نظر مسلمين پنهان و ناپديد گرديد . وقتى كاملًا مطمئن شد كه كاروان را از دستبرد مسلمين نجات داده ، رسولى نزد قريش فرستاد كه شما به منظور نجات دادن اموال خود از مكّه بيرون شديد و اينك من اموال را حفظ كردم ، بنابراين هر جا كه هستيد به مكّه بازگرديد . ابوجهل گفت : به خدا سوگند باز نمىگرديم تا آن كه به كناره چاه بدر برسيم و سه روز در آن جا به عيش و نوش و ميگسارى بپردازيم و خنياگران برايمان موسيقى بنوازند و عرب وحدت كلمه نيروى ما را بفهمد و از اين پس خيال حمله به ما را در سر نپروراند . اخنس بن شريق با اين رأى مخالفت كرد و گفته‌هاى ابوجهل را پاسخ داد و به قبيلهء بنى زهره كه هم سوگند با قريش بودند گفت : اموال و افراد شما به سلامت نجات يافتند و منظور شما هم همين بود ، اينك باز گرديد و ديگر وجهى ندارد بيهوده به ديارى سفر كنيد كه در آن جا منافعى در نظر نداريد ؛ خيرخواهى مرا بپذيرد و گوش به حرف اين مرد مغرور ندهيد . و از آنجايى كه اخنس در ميان قبيلهء بنى زهره محبوبيت و وجههء خوبى داشت يك نفر زُهرى از گفته او سرباز نزد و هيچ كدام به بدر نيامدند .