شيخ حسين انصاريان

272

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

مشورت پرداختند وسرانجام قرار شد هر چه زودتر حركت كنند و همين كار را كرده بدون استثنا همه شركت كردند و اگر برخى از آنان حركت نكرده كسى را به عوض روانه ساخت ، از آن جمله ابولهب بود كه مردى را به مبلغ چهارهزار درهم كه از او طلب داشت اجير كرد تا با لشگر قريش براى نابودى اسلام و مسلمين حركت كند . بعد از آن كه همه از تدارك اسباب سفر فراغت يافته و آمادهء حركت شدند ، به يادشان افتاد كه ما همين چندى قبل با قبيلهء كِنانه جنگ داشتيم ، يكى از آن ميان گفت : اگر ما حركت كنيم احتمال دارد كنانىها از دنبال بر سر ما بتازند و ما از رفتن به كمك ابوسفيان بازمانيم . اما سراقة بن مالك كه از اشراف كنانه بود گفت : من به شما پناه مىدهم و همه در امان من هستيد ، برويد و از قبيلهء من نگرانى نداشته باشيد ، من نمىگذارم از قبيلهء كنانه به شما آسيبى برسد . در اينجا رأى آنهايى كه مىگفتند بايد هر چه زودتر حركت كرد تقويت شد و همه به راه افتادند . از آن سو رسول خدا صلى الله عليه و آله از مدينه بيرون شد در حالى كه پيشاپيش لشگرش دو بيرق سياه در اهتزاز بود ، يكى به دست علىّ بن ابى طالب و آن ديگر به دست انصار و با همراهان به دنبال شتران قريش به راه افتاد . در بين راه به مردى برخورد كرده از وى خبر كاروان قريش را بپرسيد ، و لكن خبر نزد او نيافت و شب و روز به سرعت مىراند تا به نزديكى صفراء رسيدند . حضرت شخصى را فرستاد تا از ابوسفيان خبرى گيرد و خود پيش همى راند تا به ذفران يكى از بيابان‌هاى پيرامون دهكدهء صفراء رسيد ، در آن جا بار گرفت و خبرگزاران به نزدش آمده گزارش دادند كه قريش همه از مكّه بيرون شده و به كمك ابوسفيان شتافته‌اند . رسول خدا صلى الله عليه و آله چون ديد مطلب رنگ ديگرى به خود گرفت با ياران خود به مشورت پرداخت . آرى ، ديگر قافلهء مال التّجارهء ابوسفيان مطرح نيست ، بايد با لشگرى روبه‌رو شود كه نيرو و نفراتش چندبرابر نيروى اوست .