شيخ حسين انصاريان
268
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
از قريش كه حامل مال التجارهء ايشان بود مىگذشت و به محض آن كه به عبداللَّه و يارانش برخوردند دچار دهشت و ترس عجيبى گرديدند . اصحاب عبداللَّه نيز متحيّر شدند كه چه كنند ، اگر با آنان مصاف دهند در ماه حرام جنگيدهاند كه خود عمل حرامى است و اگر مصاف ندهند اينان فرداى همين شب به مسجد الحرام مىرسند و ديگر دستشان به ايشان نخواهد رسيد . لاجرم لحظهاى متحيّر ماندند ، لكن سرانجام رأيشان بر اين قرار گرفت كه بر ايشان حمله برند و مالالتجارهء ايشان را به غنيمت برگيرند . همين كار را انجام دادند . چيزى نگذشت كه واقد بن عبداللَّه تميمى با انداختن تيرى ، عمرو بن حضرمى را هدف قرار داده و از پايش درآورد . عثمان بن عبداللَّه و حَكَم بن كيان هم اسير شدند و خداوند همهء اموال و مال التجاره را نصيب لشگر اسلام گردانيد . عبداللَّه بن جحش با همراهان به سوى مدينه بازگشتند و اموال و اسيران را نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آوردند . به محض اين كه چشم رسول خدا صلى الله عليه و آله به ايشان افتاد فهميد كه ميان آن دو گروه كارزار افتاده و مشركين فرارى شدهاند و اموالشان نصيب مسلمانان گشته ، فرمود : من به شما دستور ندادم در ماه حرام دست به جنگ نزنيد و حاضر نشد آن اموال را تصرّف كند و به انتظار رسيدن وحى توقّف كرد تا حضرت حق تكليفش را روشن سازد . لشكريان اسلام متأثّر گشته ترسيدند ، نكند مرتكب گناهى شده باشند ، ساير مسلمانان هم شروع كردند به خردهگيرى كه چرا بدون دستور خدا به چنين عملى اقدام كرديد . از آن سو قريش نيز به خشم آمده ، گفتند : محمّد و يارانش حرمت ماههاى حرام را نگاه نداشتند و در ماه حرام دست به خونريزى زدند و اموال دشمن خود را به غارت برده و از آنان اسير گرفتند . در چنين حالى خداى تعالى دربارهء جنگجويان مجاهد اسلام آيهء زير را فرستاد و آنان را مشمول عنايت و لطف خود قرار داده فرمود :