شيخ حسين انصاريان

224

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

بيابانى به بيابانى ره مىسپرم ، ساعت به ساعت هلاك خود را انتظار مىكشم . آن بزرگ به او گفت : فَأيْنَ أنْتَ مِنَ السَّبْعِ ؟ از هفت گانه به كجايى ؟ گفتم : كدام هفت كه شش جهت و پنج حس و چهار طبع من چنان مستغرق خوف و وحشت گشته‌اند كه دو ساعت در يك موضع نتوانم بود ، چه دانم كه كدام هفت مىگويى ، من از اندوه نه هفت مىدانم و نه هشت . گفت : گوش دار تا از زبان من بشنوى و به بركات اين دعا چشم فرج بدوزى ؛ و اين دعا بخواند : سُبْحانَ اللَّهِ الْواحِدِ ، سُبْحانَ الَّذى لَيْسَ غَيْرُهُ ، سُبْحانَ الْقائِمِ القديمِ الّذى لا بَدْءَ لَهُ ، سُبْحانَ الَّذى يُحْيى وَ يُميتُ ، سُبْحانَ الَّذى كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فى شَأْن ، سُبْحانَ الَّذى خَلَقَ ما يُرى وَ خَلَقَ ما لايُرى ، سُبْحانَ الَّذى عَلِمَ كُلَّ شَىْءٍ مِنْ غَيْرِ تَعْليمٍ . اللَّهُمَّ إنّى اسْألُكَ بِحَقِّ هذِهِ الْكَلِماتِ وَ حُرْمَتِهِنَّ أنْ تَفْعَلَ بى كَذا وَ كَذا . « 1 » و چند بار اعاده كرد تا ياد گرفتم و سپس امن و سكونى در دل من پديد آمد و از آن خوف و رعب هيچ در خاطر من نماند و هم از آن موضع به آرزويى فسيح و اميدى هر چه تمام‌تر روى به عبدالملك آوردم و به در سراى او رفتم و دستورى خواستم ، مرا دستورى دادند ، چون به عبدالملك رسيدم گفت : ساحرى آموختى كه بدان استظهار چنين جرأت نمودى ؟ گفتم : نه ، امر و حال خود با او حكايت كردم و دعا بر خواندم ، مرا امان داد و نيكى بسيار كرد و از آن بلا و محنت به بركت دعا نجات يافتم و لذّت فرج بعد از شدّت را چشيدم . »

--> ( 1 ) - الهواتف : 56 ؛ الفرج بعد الشدة ، تنوخى : 1 / 50 .