شيخ حسين انصاريان
200
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
مانده ، اهل يمن تصور كردند كه قتيبه به قتل رسيده . لاجرم از جستجوى او پاى كوتاه كردند . چون مدت محنت او امتداد يافت ، نوبتى ، مردان آن قبيله بالتمام به جايى بودند ، قتيبه از زنى كه محافظت وى مىنمود التماس نمود كه مرا رخصت ده تا بر سر اين پشته رفته لحظهاى در اين صحرا نظر كنم شايد كه تراكم غم از خاطرم كمتر شود . پير زن اجازت داده ، قتيبه بر زبر آن پشته برآمد زنجير كشان و نالان ، چون نظرش بر سمت كعبه افتاد روى به قبلهء دعا آورده گفت : « يا غِياثَ الْمُسْتَغِيثينَ وَ يا مُجيبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرّينَ » « 1 » ، به عزّت و جلالت كه مرا از اين محنت و ملال ، خلاص ارزانى دار . در اين اثنا شتر سوارى به نظر قتيبه آمد كه به تعجيل تمام از زير آن پشته مىگذشت ، قتيبه از او پرسيد كه نام تو چيست ؟ جواب داد كه طلحان نام دارم و به جانب يمن مىروم . چون لفظ يمن بر زبان طلحان گذشت آب حسرت از ديدهء قتيبه روان شده گفت : اى جوان ! اگر پيغام من به قبايل و عشاير من رسانى ضامن مىشوم كه صد شتر سرخ موى به تو دهند . طلحان گفت : تو كيستى ؟ گفت : من قتيبة بن كلثومم كه در فلان سال به حج آمده بودم و اهل اين قبيله با من محاربه نموده مرا اسير ساختند . طلحان گفت : شايد خويشان تو سخن باور نداشته باشند . قتيبه گفت : فرود آى تا من بيتى چند بر پالان شتر بنويسم تا به ايشان نمايى . طلحان فرود آمده ، قتيبه بيتى چند كه ترجمهء آن به فارسى اين است بر پالان نوشت : از حال من شكسته دلان را خبر كنيد * كاى صفدران ز بهر خلاصم سفر كنيد لشگر سوى ولايت دشمن بياوريد * خون حسود دولت ما را خبر كنيد بر گردنم كه جايگه طوق ملك بود * بينيد غُلّ و بند ، سخن مختصر كنيد
--> ( 1 ) البلد الأمين : 61 ؛ مصباح المتهجد : 229 .