شيخ حسين انصاريان

18

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

حادث نشده تا فانى شود كه فنا نتيجهء حدوث است . اين وصف را چون در ذهن اضافه به گذشته كنند موصوفش را قديم ، چون اضافه به زمان آينده كنند ، موصوفش را باقى نامند . او باقى مطلق است به اين معنا كه وجودش ابدى است و براى حضرتش نهايت نيست ، و قديم مطلق است به اين معنا كه اول ندارد . اين كه مىگوييم واجب الوجود ، يعنى ازلى و ابدى . عبد با تسليم شدن به حضرت او و آراسته شدن به واقعيّت‌هاى الهيّه ، بقاى همراه با نعيم مقيم پيدا مىكند و به ابديت ، پيوند مثبت مىخورد . آن كو به در تو سر نهادست * پاى از دو جهان به در نهادست در دام غم تو طاير وهم * با بال شكسته پر نهادست سلطان كه به سكّه نقش نامش * بر چهرهء سيم و زر نهادست تا باشدش آب روى حاصل * بر خاك در تو سر نهادست عاشق چه كند چو اندرين ره * از بهر تو پاى در نهادست ( سيف فرغانى ) 14 - البديع او مُبدعِ بدايع و به وجود آورندهء اشيا بدون نسخه بردارى از مثل و مانند است . هر موجودى را ابداعاً به وجود مىآورد . در به وجود آوردن موجودى ، مماثل لازم ندارد ، در پديد آوردن اشيا نياز به ماكت ندارد ، اراده مىكند و به وجود مىآورد و هر صورت و شكلى كه بخواهد بدون توجه به مثل ، به موجود مىدهد . او را قبل از خودش مثلى نيست ، و هر چه بعد از اوست به قدرت حضرتش ايجاد شده ، پس او بديع مطلق است و او را اين حقيقت ازلى و ابدى است . اگر براى عبد در عبوديّت و ايمان و اخلاق مثلى معهود نباشد از اين صفت بهره