شيخ حسين انصاريان
28
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
دهن كجى مىكنند ، دشنام مىدهند ، آزار مىرسانند . قريش نيز به آزار محمّد صلى الله عليه و آله برخاستند و در اين راه تا آن جا كه توانستند پيش رفتند . ابولهب و زن او امّ جميل ، حَكَم بن أبى العاص ، عقبة بن أبى مُعَيط از جمله مردمانىاند كه بيش از ديگران محمّد را آزار مىكردند . وقتى محمّد صلى الله عليه و آله در بازار عُكاظ مردم را به خداى يگانه مىخواند ، ابولهب به دنبال او مىافتاد و مىگفت : مردم برادر زادهء من دروغگوست از او بپرهيزيد . نيرنگ ديگرى كه به كار مىبردند اين بود كه آزار محمّد را بيشتر به عهدهء كودكان و غلامان مىگذاشتند . روزى ، آن عالِم اسرار مُلْك و ملكوت و آن منبع فيوضات ربّانيّه به نماز ايستاده بود ، تنى چند از ايشان شكنبهء شترى پر از سرگين به غلامى از غلامان خود دادند و چون محمّد به سجده رفت ، غلام آن شكنبه را بر پشت او نهاد و دوش و پشت وى را آلود ساخت . » « 1 » قريش از پس آزارهاى گوناگون نسبت به رسول خدا و مردان و زنانى كه به آن حضرت ايمان آورده بودند تصميم به قتل رسول خدا گرفتند و به ابوطالب گفتند : يا به او بگو دست از دعوتش بردارد ، يا آمدهء كشته شدن شود . ابوطالب سخن قريش را به آن حضرت گفت ، آن جناب فرمود : اى عمّ گرامى ! اگر آفتاب را در دست راست من و ماه را در دست چپم بگذارند ، من از دعوت خود دست برنخواهم داشت . ابوطالب از خانه بيرون شد و سخن آن حضرت را باز گفت و با كمال جرأت و شهامت از رسول خدا صلى الله عليه و آله دفاع نمود و با زبان حال گفت :
--> ( 1 ) - محمّد صلى الله عليه و آله خاتم پيامبران : 209 .