شيخ حسين انصاريان
95
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
از عرش تا به فرش همه ذرّهاى بود * در پيش آفتاب ضمير منوّرم روشن شود ز روشنى ذات من جهان * گر پردهء صفات خود از هم فرو درم آبى كه زنده گشت ازو خضر جاودان * آن آب چيست قطرهاى از حوض كوثرم آن دم كزو مسيح همى مرده زنده كرد * يك نفخه بود از نَفَس روح پرورم فى الجمله مظهر همه اشياست ذات من * بل اسم اعظمم به حقيقت چو بنگرم ( فخرالدين عراقى ) پيامبر صلى الله عليه و آله در كلام لاهيجى لاهيجى در « شرح گلشن راز » در تفسير و توضيح : يكى خطّ است ز اوّل تا به آخر * بَرو خلق جهان گشته مسافر ( شيخ محمود شبسترى ) و اشعار بعد از آن مىگويد : « از اوّل مراتب موجودات كه عقل اوّل است تا آخر تنزّلات كه مرتبهء انسانى است و از مرتبهء انسانى تا مرتبهء الهيّت كه نقطهء آخرين دايره به اوّل متّصل مىشود ، يك خطّ مستدير موهوم است كه از تجدّد تعيّنات نقطهء وحدت نموده مىشود . « بَرو خلق جهان گشته مسافر » و بر اين خطّ مذكور خلق عالم مسافرند كه از بطون به ظهور مىآيند و از ظهور به بطون مىروند : كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ » « 1 » همان گونه كه شما را آفريد ، [ پس از مرگ به او ] بازمىگرديد . و مبدأ و معاد و تقدّم و تأخّر و جان و جسم و عقول و نفوس به حسب قلّت و كثرت مناسب با نقطهء وحدت نموده مىشود .
--> ( 1 ) - اعراف ( 7 ) : 29 .