شيخ حسين انصاريان

69

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

الْحَمْدُ للَّهِ الَّذى جَعَلَ الْحَمْدَ مِفْتاحاً لِذِكْرِهِ وَسَبَبَاً لِلْمَزيدِ مِنْ فَضْلِهِ وَدليلًا عَلى آلائِهِ وَعَظَمَتِهِ . « 1 » ستايش خدا را كه ستايش را كليد يادش و سبب فزونى فضلش و دليل بر نعمت‌ها و بزرگيش قرار داد . ستايش داراى مراتبى است كه مرتبهء نخست آن زبانى است . گرچه ستايش و سپاس زبانى ، پل ارتباطى ميان درون و برون و ريسمانى بر درگاه جانان است و نقش عمده‌اى در شكل‌گيرى شخصيّت آدمى دارد ؛ ولى ستايش قلبى در سلوك الى اللّه مؤثّرتر است . حضرت على عليه السلام در خطبهء روز جمعه اين مراتب را بيان مىكند : الْحَمْدُ للَّهِ أَحَقُّ مَنْ خُشِىَ وحُمِدَ ، وَأَفْضَلَ مَنِ أتُّقِىَ وَعُبِدَ وَأوْلَى مَنْ عُظِّمَ وَمُجِّدَ . نَحْمَدُهُ لِعَظِيمِ غَنائِهِ ، وَجَزِيلِ عَطائِهِ ، وَتَظاهُرِ نَعْمائِهِ ، وَحُسْنِ بَلائِهِ . « 2 » ستايش مخصوص خدايى است كه به بيم از او و ستايش سزاوارترين است . و برترين كسى است كه از او پروا شود و بندگى او كنند . شايسته‌ترين كس به تعظيم است . او را بر كمال بىنيازيش و بخشش فراوانش و نعمت‌هاى آشكارش و آزمايش بلاى نيكويش مىستاييم . آن‌گاه كه انسان خدا را چنان كه بايد ، مىستايد و خود را غرق در نعمت‌هاى بىپايان او مىبيند و غير او را به هيچ مىگيرد و محبّت بيگانه را از دل بيرون مىراند و تنها او را مىستايد و در برابر هيچ آفريده‌اى به كرنش نمىنشيند . همين گاه كه همه رذايل از وجودش دور مىشوند تنها به خود مىانديشد ؛ بلكه به خدمت خلق

--> ( 1 ) - نهج البلاغه : خطبهء 156 . ( 2 ) - بحار الأنوار : 74 / 355 ، باب 14 ، حديث 31 ؛ الكافى : 8 / 175 ، حديث 194 .