شيخ حسين انصاريان

54

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

وَكُلُّ شَىءٍ لايَسْعَونَ لَهُ فَمُوضُوعٌ عَنْهُم وَلكنَّ الناسُ لا خَيْرَ فيهم . « 1 » اين چنين است كه هرگاه در همه اشيا بنگرى مىيابى كه از سوى خدا براى آنها دليلى و هدايتى است . نمىگويم هر كارى بخواهند انجام دهند بلكه خداوند هدايت و گمراه مىسازد . بلكه هيچ اوامرى بدون گستردگى نيست . هر امرى به مردم مىشود با گشايش و توانايى است . و هر چه گشايش در آن نباشد برداشته شده است . ولى خيرى در آنها نيست . فلسفهء تكليف خداوند انسان را موجود مكلّف دانسته است و با همين تكليف مدارى ، از رديف ديگر جانداران فراتر رفته است . اگر چه براى هر نوع از موجودات در هر مرتبه قانونى است اما در مورد انسان اين قانون به قانون دينى يا شريعت به معناى مجموعهء امر و نهى تبديل شده است . تنها تفاوت اين است كه موجودات ديگر از موهبت اختيار بهره‌اى نيافته‌اند . بنابراين نمىتوانند عليه قوانينى كه خداوند براى آنها منظور كرده است از فطرت خويش سرپيچى كنند . و حال آن كه انسان از اختيار الهى برخوردار است و مىتواند از ارادهء خدا سرپيچى كند . تكاليف الهى دستورهايى است كه پيامبران و پيشوايان دين از طرف خداوند متعال براى سعادت و خوشبختى بشر به ارمغان آورده‌اند و آنان كه خداوند را عليم و حكيم مىدانند ، اعتقاد دارند كه اوامر خدا براى بندگان مصلحت و نواهى او براى آنان مفسده دارد . احكام الهى را از روى تعبّد مىپذيرند و عمل مىكنند هر چند حكمت و فلسفه آنها را ندانند . تعبّد يعنى هر حكم و قانونى كه از ناحيهء دين و شارع مقدس اسلام صادر شده است بايد به آن عمل شود اگر چه حكمت و مصلحت آن براى انسان روشن و

--> ( 1 ) - بحار الأنوار : 5 / 301 ، باب 14 ، حديث 4 ؛ شرح اصول الكافى : 5 / 61 .