شيخ حسين انصاريان

355

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

الْبَطْحاءِ ، مَصابيحِ الظُّلْمَةِ وَيَنابيعِ الْحِكْمَةِ . « 1 » او را از شجرهء انبيا و از چراغدان نور و از مرتبت بلند و از مركز سرزمين بطحا و از چراغ‌هاى برافروخته در ظلمت و چشمه‌هاى حكمت ، اختيار نمود . طبابت پيامبر طَبيبٌ دَوّارٌ بِطِبِّهِ ، قَدْ أَحْكَمَ مَراهِمَهُ و أحْمى مَواسِمَهُ ، يَضَعُ مِنْ ذلِكَ حَيْثُ الْحاجَةُ إلَيْهِ ، مِنْ قُلُوبٍ عُمْىٍ و آذانٍ صُمٍّ و ألْسِنَةٍ بُكْمٍ ، مُتَتَبِّعٌ بِدَوائِهِ مَواضِعَ الْغَفْلَةِ و مَواطِنَ الْحَيْرَةِ ، لَمْ يَسْتَضيئُوا بِأضْواءِ الْحِكْمَةِ وَلَمْ يَقْدَحُوا بِزِنادِ الْعُلُومِ الثّاقِبَةِ ، فَهُمْ فى ذلِكَ كَالْأنْعامِ السّائِمَةِ و الصُّخُورِ الْقاسِيَةِ . « 2 » طبيبى است كه همراه با طبّش در ميان مردم مىگردد ، مرهم‌هايش را محكم و آماده ساخته و ابزارهايش را براى سوزاندن زخمها داغ نموده ، تا هر جا لازم باشد : در زمينهء دل‌هاى كور و گوش‌هاى كر و زبان‌هاى لال به كار گيرد . دارو به دست به دنبال علاج بيمارىهاى غفلت و دردهاى حيرت است . اين بيماران وجود خود را از انوار حكمت روشن ننموده و با آتش زنهء دانشى درخشان ، شعله نيفروخته‌اند . از اين بابت به مانند چهارپايان چرنده و سنگ‌هاى سخت‌اند . بىارزشى دنيا در نزد پيامبر قَدْ حَقَّرَ الدُّنْيا وَصَغَّرَها وَأهَوَنَ بِها و هَوَّنَها و عَلِمَ أنَّ اللَّهَ زَواها عَنْهُ

--> ( 1 ) - نهج البلاغه : خطبهء 107 . ( 2 ) - نهج البلاغه : خطبهء 107 .