شيخ حسين انصاريان

234

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

بسيارى از بيماران در حال احتضار چنان مىنمايد كه چيزى مىبينند ، غالباً از روشنايى و آهنگ خوش شگفت انگيزى سخن مىگويند . بعضى ديگر گويى چهره هايى آشنا به نظرشان مىآيد . بيشتر اوقات از نگاه اشخاص محتضر آثار شكفتگى و شگفتى غير منتظره‌اى پديدار مىشود . خود من در كنار بستر دوستى در آخرين ساعت زندگيش حاضر بودم ، همين كه آثار مرگ آشكار شد ناگاه به پسرش كه در بالينش نشسته بود گفت : عماراتى عالى مىبينم ، در يكى از آنها روشنايى پديدار است ، اين نور براى من است ، خيلى زيباست . پس دم فرو بست و جان تسليم كرد . پسرش مىگفت : پدرم از اهل دانش و مردى روشنفكر بود و هرگز ممكن نمىشد تا موضوعى بر او محقّق نباشد بر زبان آورد . عادت يك عمر ممكن نيست در لحظهء آخر تغيير كرده باشد ، آنچه كه براى ما مىگفت به يقين مىديد . دكتر تسلىواتزرهيد از پزشكان لندن حكايت مىكند : بر بالين محتضرى حاضر بودم و دست او در دست من بود كم‌كم مجبور مىشدم كه دست او را محكم‌تر از آنچه تصوّر مىكردم نگاه دارم ، بيمار مىگفت : دستم را رها كن ، آن جا چه دلرباست ! روسو ، دردم واپسين ، اين عبارت كوتاه را بر زبان آورد : آسوده باشيد ، مىبينيد چقدر اين آسمان صاف و زيباست ، خوب من رفتم آن جا ! » « 1 » اى بنده‌اى كه در غم دنيا بىوفا * تاب از تن تو رفته چو آب از رخ گدا هر شام تا سحر به خيال زيان وسود * خواب از دو ديده گشته چو تاب از تنت جدا

--> ( 1 ) - دانستنىهاى جهان علم : 203 .