شيخ حسين انصاريان
195
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
از خود خالى شويم و از مولا پُر ، از خود فارغ شويم و به مولا مشغول ، از خودى رها شويم و به كمال وابسته ، به كاملان پيوسته و به اعتدال ناشى از كاملتر بسته ، با همهء وجود خويش و در جميع اطوار نفسانى و عقلانى و روحانى خويش . و چون آن خوبان عالم در صفات جمال و كمال خداى خوبى و آفريدگار محبوبى از خويش رفتهاند و به حق پيوستهاند و باقى باللَّه گشتهاند ، لذا فانى در ايشان فانى در خدا و باقى به ايشان باقى باللَّه است و به قدر ظرفيّت ملحق به درياى اعظم هستى و برآمده از فرودستى . وقت است كه عزم جزم كنيم وطىّ طريق طلب كمال را وجههء همّت استوار قرار دهيم ، به تمايل ضعيف يا توجّه نارسا اكتفا نكنيم ، بلكه با عزيمت قوى و توجّه مدام ، نيل به هدف مقدّس خويش را منظور نظر سازيم و به لوازم چنين عزم محكم و هدفگيرى دقيقى عمل كنيم كه نيّت خالص و همّت عازم به توفيق حق تعالى ، بسى كارساز كارهاى آدمى است . اوّل ، عزمِ جزم و همّت استوار لازم است و از پى آن بهرهورى از چنين عزيمت مستحكمى كه حركت در راه كمالجويى و فضيلتطلبى است . بايد جز اين نكنيم كه از فرصت عمر استفاده كنيم و به كار خودمان برسيم كه كار انسان شدن و مسلمان شدن است ، كارى كه ما را به هر دو مقصود كه هر دو يكى بيش نيستند مىرساند ، از آن كه مسلمان واقعى انسان حقيقى است و انسانيّت جز به ايمان خالص و عمل صالح كه لازمهء اسلام صحيح و منتج مىباشند ، حاصل نمىشود . از اين روى راهكار آن است كه : ملتفت حال و روزگار خود باشيم و آلت شيطان و ملعبهء نفس بى امان نشويم تا مسلمان شويم و انسان و انسان مسلمان ؛ و به اين نكتهء عزيز متوجّه باشيم كه بايد كار خود كنيم نه كار بيگانه يعنى كار انسانيّت خود را مورد توجّه قرار دهيم نه غير آن را . آكل و مأكول آمد جان عام * همچو آن برّه چرنده از حُطام