شيخ حسين انصاريان
183
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
در آن روزگار كه سخت بينوا و تهيدست بودم ثروت گزافش به اختيارم افتاد و بالاتر از همه فاطمه از وى به يادگار مانده است . » « 1 » خديجهء كبرى تا زنده بود براى پيامبر يارى راستين و تكيه گاهى عظيم بود ؛ پيامبر در هر مصيبت و رنجى كه از كفّار و مشركان مىديد ، با ملاقات با خديجه ، دل روشن مىداشت و رفع غم و غصّه مىنمود . ارتحال حضرت خديجه عليها السلام همسر بزرگوار رسول خدا صلى الله عليه و آله بعد از تحمّل تنهايى و مصايب و آلام زياد به خصوص اقامت اجبارى سه ساله در شعب ابوطالب از پا در آمد و به بستر بيمارى افتاد ، تنها سر پرست و يار او محمّد صلى الله عليه و آله بود ؛ زيرا تمام زنان قريش و مكّه به خاطر ازدواجش با پيامبر و تهيدست شدنش وى را تنها گذاشته بودند . آرى ، بانويى كه روزگارى ملكهء قريش و سيّدهء حجاز بود ، بانويى كه بانوان مكّه به معاشرت و دوستيش بر خود مىباليدند ، تنها مانده بود . بانويى كه دستگاه بازرگانيش ، ثروتمندترين و غنىترين دستگاههاى تجارتى عرب بود به روز مرگ تك و تنها در اطاقى كوچك ، خود بر فرش بوريايى افتاد و جز شوهر عالى مقامش محمّد صلى الله عليه و آله و دختر كوچكش فاطمهء زهرا عليها السلام هيچ كس را در كنار نداشت . دختران ديگرش زينب و رقيّه در مكّه حضور نداشتند . آهسته آهسته نفس بيمار به شماره افتاده بود ، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله دستور فرمود كه فاطمهء زهرا را از اطاق مريض به اطاق ديگرى ببرند و خود پنجههاى لاغر خديجه را كه اندك اندك حرارت تب با حرارت حيات از زير پوستهاى خشكيدهاش مىگريخت و جاى خود را به برودت مرگ مىسپرد در دست داشت . براى آخرين لحظه ، چشمان خدابينِ خديجه از هم گشوده شد و نظرى به
--> ( 1 ) - العمدة : 394 ، فصل فى ذكر مناقب خديجة عليها السلام .