شيخ حسين انصاريان

173

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

بر شما باد كه سياه‌ترها را جمع كنيد و من وقتى چوپان گوسپندان بودم چنان مىكردم . گفتند : مگر شما هم گوسپند مىچرانده‌اى ؟ فرمود : آرى ، و هيچ پيامبرى نيست مگر اين كه گوسپند چرانده است . « 1 » او در سن حدود بيست و چهار سالگى گله‌اى از گوسپندان را همچون موساى كليم به پيش مىانداخت و خود به دنبالشان راه به صحرا و كوهساران مىبرد . چوپانى گوسپندان را پيشهء خود ساخته بود ، تا روزى هم اين گلهء گم كرده راه و بدبخت را كه از شش طرف در چنگ گرگ‌هاى شهوت و غضب و ظلم و دروغ و مناهى و ملاهى گرفتار بودند از خطر برهاند و به صراط مستقيم حق هدايت نمايد . [ ملاقات محمد صلى الله عليه و آله با خديجه عليها السلام براى تجارت ] محمّد صلى الله عليه و آله خانهء عمويش ابوطالب به سر مىبرد و براى مردم چوپانى مىكرد تا يك روز . . . ديگر در اين كار هم سودى نيست چه بايد كرد ؟ محمّد چشمان پر مهرش را بر روى عموى نازنينش دوخت و گفت : آيا چه كارى مىتوانم انجام بدهم ؟ - آن كار كه اجداد تو داشتند : تجارت ، آرى ، تجارت اى عزيز دل من . سپس به وى پيشنهاد كرد ، خديجه از بزرگترين ثروتمندان شهر است و دامنهء تجارت او به مصر و حبشه كشيده شده ، دنبال مرد امينى مىگردد كه برنامهء تجارت خود را به عهدهء او بگذارد ، فرزندم خود را به او معرّفى كن . مناعت و بلندى و عظمت روح پيامبر ، مانع از آن بود كه مستقيماً بدون هيچ سابقه و درخواستى پيش خديجه برود و پيشنهاد خود را مطرح سازد ، به همين خاطر به عموى خود گفت : شايد خود او دنبال من بفرستد . اتفاقاً چنين هم شد ، خديجه كسى را دنبال محمّد صلى الله عليه و آله فرستاد و حضرت را براى مذاكره دعوت كرد .

--> ( 1 ) - الاستذكار : 8 / 504 ؛ التمهيد : 24 / 345 .