شيخ حسين انصاريان

162

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

حادثهء بسيار جانگداز ديگرى به او هجوم برد و آن از دست دادن مادر مهربانش به وقت مراجعت به مكّه در محلّى به نام « أبْواء » بود . امّ ايمن آن كودك بى مادر را به سرعت به مكّه رساند و تحويل جدّ بزرگوارش عبدالمطّلب داد . هر روز براى بزرگ قريش در كنار كعبه بساطى پهن مىكردند ، بزرگان قوم و فرزندان عبدالمطّلب در كنارش جمع مىشدند ، هر زمان ديدگانش به محمّد مىافتاد ، فرمان مىداد ، راه را باز كنند تا محمّد به نزدش آمده و پهلويش بنشيند . هنوز امواج سخت دورى پدر و فراق مادر ، قلبش را آزار مىداد كه براى بار سوم به حادثهء سخت و مصيبت جانگدازى دچار شد و آن از دست دادن جدّ بزرگوارش حضرت عبدالمطّلب بود . محمّد از خانه تا جايى كه جدّش را دفن كردند همچون ابر بهار از ديدهء پرفروغش اشك مىريخت ! سرپرستى ابو طالب از پيامبر « عبدالمطّلب به وقت مرگ سرپرستى و نگهدارى محمّد صلى الله عليه و آله را به فرزند برومند و بسيار عزيز و مؤمن خود ابو طالب كه با عبداللَّه پدر رسول خدا ، از يك مادر بودند واگذاشت . ابوطالب كه پدر امير المؤمنين بود براى پيامبر ، پدرى مهربان و سر پرستى و الا به شمار مىآمد . رنجى كه ابوطالب به خاطر اين برادر زادهء عزيز كشيد بى نظير بود . اگر چه عبدالمطّلب بر محمّد امين پدرى كرد ، ولى شرايط محيط در زمان عبدالمطّلب صورتى و در زمان ابوطالب صورت ديگرى داشت . عبدالمطّلب از نظر مقام سياسى و اجتماعى خود كه همچون پادشاهى بى تاج و تخت بر سرزمين بطحا سلطنت ، مىكرد خيلى آسان مىتوانست محمّد را از دشمنان حفظ كند ، ولى ابوطالب آن قدرها حشمت و جلال ظاهرى نداشت كه بى