شيخ حسين انصاريان

152

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

ظاهر و باطن به حقيقت آراست و درون و برون از غير حقّ پيراسته ، به هيكل مقدّس انسان كامل و در هيئت قدس كمال انسانيّت . مصطفى صلى الله عليه و آله چنين بود و بدين آوازهء صادقانه در عالم بى كرانه ، هم در ناسوتِ گذرانْ شهير ، و هم در ملكوت جاودانْ ، صيت صفاتش منتشر و فرمان اصطفايش چنان كه در هر جان مخلّد از آن بانگ سرمد صدايى است پى گير و مؤبَّد . تا به حشر اى دل ارثنا گفتى * همه گفتى چو مصطفى گفتى صيت صوتش برفته در عالم * نه پَرَش بوده در روش نه قدم وصف اين حال مصطفى دارد * بوى خوش بال و پر كجا دارد صاد و دال آب داد صادق را * عين و شين عشوه داد عاشق را مايه و سايهء زمين او بود * گوهر شب چراغ دين او بود مفخر جمله انبيا او بود * خسرو مير مرتضى او بود ( سنايى غزنوى ) نبى توبه ، نبى رحمت « نبى توبه » بود و خود در تذكار مراتب خويش از اين منزلت ياد مىفرمود . از غايت اعتدال كه دين او راست ، و از نهايت لطف وافضال كه پروردگارِ معين او راست ، به يمن احسان الهى و به طفيل رحمتش با آن پيك پاكيزهء خصال مسعود و مخصوص به عنايات نامتناهى ، در آيين مقدّس اسلام اين مهلت موجود است و اين فرصت مقدور كه اگر مسلمانى از راه صلاح فرو افتاد و به لغزش گرفتار ماند ، چون به خود آيد و اوقات گناه آلود گذشته را با توبه و انابه از آنچه رفته تدارك نمايد خداى را توّاب و رحيم يابد وغفّار و كريم ؛ و اين همه به ميمنت مرحمت نبوى فراهم است كه رحمت خاصّش حاصل بود و كرامت مخصوصش عايد ، چه وى « نبىّ رحمت » بود و از جانب پروردگار مسندنشين سرير عزّت و ويژهء تاج كرامت بلكه از غايت