شيخ حسين انصاريان
147
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
متفرّد است و به عزّ جبروتْ متوحّد . آموزگار دبستان وجود است و شاهد برهان مشهود . عقل كلّ است و هادى سبل . ولى به هوش باش كه اين جمله ، ستايش مصطفى را سخت اندك است و به حكم قلّت و نقصانْ نيك ناروا . چه كنم كه عبارت براى تعبير از حضرت او تنگ است و لفظ از جهت ابراز معنىِ سراسر عنايت او نارسا ! چه ، بدان سان كه بحر قُلْزُم « 1 » اندر ظرف نايد ، حقايق هم جمله اندر حرف نايد . چون زنم دم كآتش دل تيز شد * شير هجر آشفته و خونريز شد آن كه او هشيار خود تند است و مست * چون بود چون او قدح گيرد به دست شير مستى كز صفت بيرون بود * از بسيط مَرغزار افزون بود قافيه انديشم و دلدار من * گويدم منديش جز ديدار من حرف چه بود تا توانديشى از آن * صوت چه بود خار ديوار رزان حرف و صوت و گفت را بر هم زنم * تا كه بى اين هر سه با تو دم زنم ( مولوى ) نام احمد نام ديگرش « احمد » بود كه دولتش مخلَّد است و حضرتش از حضرت بيچون و چندِ حق تا به آفاق ابدْ مؤيَّد . در كتابتْ احمد را با احد يك ميم فرق است و بدان نظم عبارت كه عارف شبستر گفت : « جهانى اندر اين يك ميم غرق است » . به عنايتْ احمد صلى الله عليه و آله نايب حق است و در مقام نيابتْ كارساز اين كارگاه به طور مطلق .
--> ( 1 ) - قلزم : نام شهرى است نزديك كوه طور و بحر قلزم : بحر احمر ( درياى سرخ ) را گويند ؛ محل غرق فرعون .