شيخ حسين انصاريان

123

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

فلاكت و بد گذرانى عيش خواهم نمود و حق مرا نخواهند شناخت و حرمت مرا نگاه نخواهند داشت و از گرسنگى در ميان ايشان خواهم مرد و در خرابه‌ها و ويرانه‌ها رخت از دنيا خواهم برد . « 1 » من مىترسم كه طاقت شدايد و مصايب دنيا را نداشته باشم ، آن وقت نه دنيا دارم و نه آخرت و من بحمداللَّه در باطن از متابعان محمّد صلى الله عليه و آله مىباشم . پس شيخ مدرّس گريه كردند و حقير هم گريستم ، بعد از گريهء بسيار گفتم : اى پدر روحانى ! آيا مرا امر مىكنى كه داخل اسلام بشوم ؟ گفت : اگر آخرت و نجات مىخواهى البتّه بايد دين حق را قبول نمايى و چون جوانى ، دور نيست كه خدا اسباب دنيويّه را هم از براى تو فراهم آورد و از گرسنگى نميرى و من هميشه تو را دعا مىكنم ، در روز قيامت شاهد من باشى كه من در باطن مسلمان و از تابعان خير الأنامم و اغلب قسّيسين در باطن حالت مرا دارند ، مانند من بدبخت نمىتوانند دست از رياست دنيويّه بردارند و الّا هيچ شكّ و شبهه‌اى نيست در اين كه امروز در روى زمين دين اسلام دين خداست . چون اين حقير دو كتاب سابق الذكر را ديدم و اين تقريرات را از شيخ مدرّس شنيدم ، نور هدايت و محبّت حضرت خاتم الأنبياء صلى الله عليه و آله به طورى بر من غالب و قاهر گرديد كه دنيا و مافيها در نظر من مانند جيفهء مردار گرديد ، محبّت رياستِ پنج روزهء دنيا و اقارب و وطن پا پيچم نشد ، از همه قطع نظر نموده همان ساعت شيخ مدرّس را وداع كرده ، به التماس شيخ مدرّس مبلغى هديه به من بخشيدند كه مخارج سفر من باشد ، مبلغ مزبور را از شيخ قبول كرده عازم سفر آخرت گرديدم .

--> ( 1 ) - اسلام دين محبّت و عشق و آيين تقوا و تعاون و مكتب صفا و سلامت و مدرسهء وفا و عشق است ، اگر پير مرد به آيين حق گرويده بود با كمال اشتياق از او پذيرايى و نگهدارى مىشد و مردم مؤمن حرمت او را تا لحظهء آخر عمرش نگاه مىداشتند . آنچه را به فخر الإسلام گفته برخاسته از ترس و ناشى از سوء ظن و معلول رياست پرستى او بود .