شيخ حسين انصاريان

36

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

حالى كه وجود مقدّست از همهء هستى و عناصرش بى نياز است » . پس از آن به زمين افتاد و با حالى عاشقانه و غير قابل وصف به سجده رفت . به او نزديك شدم ، سرش را به زانو گذاشتم و چنان گريستم كه اشكم به صورت پاكش ريخت ، سر از زانويم برداشت و به حال نشسته درآمد و گفت : كيست كه مرا از محبوبم به برنامهء ديگر مشغول كرد ؟ عرضه داشتم : طاووسم ، اى پسر رسول خدا ! اين گريه و فرياد و اين ناله و زارى و اين جزع و فزع چيست ؟ اين ما عاصيان و خطاكاران هستيم كه بايد اينچنين به پيشگاه حضرت دوست بناليم ، شما چرا ؟ شمايى كه پدرت حضرت سيّد الشهداء و مادرت فاطمه و جدّت رسول خدا : است ؟ به من متوجّه شد و فرمود : آه آه اى طاووس ! سخن پدر و مادر و جد را رها كن ، خداوند بهشت را براى مطيع نيكوكار آفريده گر چه سياه حبشى باشد مگر نشنيدى : جهنّم را براى گنهكار مقرّر فرموده گرچه فرزند قرشى قلمداد شود . فَإذا نُفِحَ فِى الصُّورِ فَلا انْسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ و لا يَتَسائَلُونَ » « 1 » پس هنگامى كه در صور دميده شود ، در آن روز نه ميانشان خويشاوندى و نسبى وجود خواهد داشت و نه از اوضاع و احوال يكديگر مىپرسند . به خدا قسم ! در قيامت جز عمل صالحى كه پيش فرستاده‌اى ، برنامه‌اى ديگر برايت سودمند نيست ! ! « 2 » 3 - طاووس فقيه مىگويد : حضرت سجّاد را در حجر اسماعيل ديدم نماز مىخواند و مىگويد : عُبَيْدُكَ بِبابِكَ ، أسيرُكَ بِفِنائِكَ ، مِسْكينُكَ بِفِنائِكَ ، سائِلُكَ بِفِنائِكَ ، يَشْكُو

--> ( 1 ) - مؤمنون ( 23 ) : 101 . ( 2 ) - بحار الأنوار : 46 / 81 ، باب 5 ؛ المناقب ، ابن شهر آشوب : 3 / 150 .