شيخ حسين انصاريان
20
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
هزاران نفر به راه آشتى با حق و حقيقت درخواهند آمد و چه بسا كه جرقّهها و بارقههاى آتشين اين كتاب از زشتكارترين افراد ، نيكوكارترين انسانها به وجود آورد . مگر با يك جرقّهء الهى پسر يزيد رياحى ، حرّ الهى نشد ! مگر با يك بارقهء ربّانى كه از طريق قرآن جهيد ، هولناكترين دزد سرگردنه بهترين عارف و معلّم عارفان نشد ! مگر بازيگرى شهوت ران و غرق شده در لهو و لعب ، با نسيمى كه از قلب موسى بن جعفر عليه السلام به او رسيد عابد و زاهد زمانه نشد ؟ ! براى چه پس از اين همه دليل و برهان و اين همه مصاديقى كه قرآن و روايات و تاريخ نشان مىدهد ، معطّل نشستهايم ؟ هان ! اى حوزههاى علميّهء شيعه و اى آموزش و پرورش مملكت اسلامى زجركشيده و اى روحانيّون انديشمند و آگاه و اى معلّمان بينا و دلسوز تا نفس داريد ، در راه رضاى حقّ و در كمال آگاهى و اخلاص براى رشد و تربيت مردم و پاسخگويى به نيازهاى معنوى جامعه ، به خصوص نسل با كرامت جوان كه نسل انقلاب و جهاد و جبهه و خون و شهادت است ، دامن همت به كمر زنيد و از آسوده نشستن و بر محور عافيت گشتن و بىتوجّهى به تشنگان معرفت بپرهيزيد كه در دادگاههاى عدل الهى در صحنهء باعظمت محشر جوابگو نخواهيد بود . الهى ، بندهاى خسته حالم ، به وجودت قسم تشنهء وصالم ، دستم بگير كه دور از كمالم ، دل شكستهاى بىپر و بالم ، چرا از دردِ محرومى ننالم ؟ ! الهى ، روسياهم ، ناآگاهم ، غرق گناهم ، اى پناه فقيران ! بىپناهم ، چه سازم كه با تمام وجود دود آهم . الهى ، در اين مسيرى كه مرا مُلهَم ساختى ، سخت محتاج و نيازمند به يارى توام ، تفسير و شرح صحيفهء سجاديه كار من نيست ، من از نور معرفت محرومم و از علم و دانش دورم ، تنها با لطف و رحمت و رأفت و مرحمت تو دست به اين كار سنگين