الشيخ عباس القمي (مترجم :انصاريان)
60
مفاتيح الجنان (فارسى)
او شود ، تنها به سوى توست اى پروردگار من استعداد و آمادگى من به اميد عفو و درخواست و جايزهاست ، پس مرا از خواستهام نااميد مساز ، اى آنكه پرسندهاى از او محروم نگردد و بخشيدهاى از او نكاهد من به پشتوانهء عمل شايستهاى كه انجام داده باشم ، و يا به اميد آفريدهاى كه به او دل بسته باشم به پيشگاهت نيامدهام ، به درگاهت آمدهام با با اعتراف بر نفس خويش به بدكارى دستم و با اعتراف به اينكه هيچ دليل و نه عذرى بر بدكارىام نيست ، گذشت فراگيرت را كه بر آن از خطاكاران درمىگذرى اميدوارم ، پس پافشارى بر جرم بزرگشان از اينكه بر انان دوباره مهرورزى تو را بازنداشت ، پس اى آنكه رحمتش فراگير و گذشتش بس بزرگ است اى بزرگ ، اى بزرگ ، اى بزرگ ، جز بردبارىات خشم تو را برنگرداند و جز زارى به پيشگاهت از ناخشنودىات رهايى نبخشد ، پس خدايا ! با نيرويى كه با آن سرزمينهاى مرده را زنده مىكنى برايم گشايشى بخش و از اندوه هلاكم مكن تا آنكه دعايم را مستجاب نمايى و مرا به اجابت دعايم آگاه سازى و شيرينى سلامت و تندرستى را تا پايان عمر به من بچشان و مرا در معرض سرزنش دشمنم قرار مده و او را بر من چيره مساز و بر گردنم مسلّط مكن خدايا ! اگر تو مرا حقير و پست بدارى ، پس چه كسى بلندم گرداند و اگر تو مرا بلند گردانى ، پس كيست آنكه مرا خوار كند و اگر هلاكم كنى ، پس كيست آنكه دربارهء بندهات در برابر تو خود نمايد ؟ يا از كار او از تو پرسوجو كند ؟ با آنكه به يقين مىدانم كه نه در حكم تو ستمى است و نه در انتقامت شتابى ، چه تنها كسى در انتقام شتاب مىكند كه از دستدادن فرصت را مىهراسد