الشيخ عباس القمي (مترجم :انصاريان)
493
مفاتيح الجنان (فارسى)
و نيز از امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده : حجّ خود را به زيارت رسول خدا صلى اللّه عليه و آله تمام كنيد ، كه ترك زيارت آن حضرت پس از حجّ جفا و خلاف ادب است ، و شما را به اين زيارت دستور دادهاند و به زيارت قبرى چند كه خدا حق آنها و زيارت آنها را بر شما لازم كرده برويد و كنار آن قبرها از خدا طلب روزى كنيد ، و نيز از ابو الصّلت هروى روايت كرده كه : خدمت حضرت رضا عليه السّلام عرض كردم : يابن رسول اللّه ، چه مىفرمايى در حديثى كه اهل آن روايت مىكنند ، كه مؤمنان در بهشت از منازلشان پروردگار خود را زيارت مىكنند ؟ كنايه از اينكه معنى حديث اگر حديث صحيحى باشد چيست ؟ با آنكه شامل مطلبى است ، كه به ظاهر با اعتقاد حق هماهنگى ندارد ، حضرت پاسخ او را به اين صورت فرمودند : اى ابا صلت خدا پيامبرش محمّد صلى اللّه عليه و آله را از جميع خلقش حتى از پيامبران و ملائكه افضل قرار داد ، و طاعت او را طاعت خود ، و بيعت او را بيعت با خود ، و زيارت او را زيارت خود شمرد ، چنانكه فرمود : هركه پيامبر را اطاعت كند خدا را اطاعت كرده و فرموده : آنانكه با تو بيعت مىكنند در حقيقت با خدا بيعت مىكنند دست خدا بالاى دست آنان است و رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : هركه مرا در حال حيات ، يا پس از مرگ زيارت كند ، چنان است كه خدا را زيارت كرده باشد تا آخر خبر . حميرى در كتاب « قرب الأسناد » از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده : رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : هركه مرا در حيات ، يا پس از ممات زيارت كند ، روز قيامت شفيع او مىشوم . در حديثى آمده : امام صادق عليه السّلام روز عيدى در مدينه بود ، به زيارت رسول خدا صلى اللّه عليه و آله رفت ، و به آن حضرت سلام داد و فرمود : ما بر اهل همه شهرها خواه مكّه و خواه غير مكّه برترى داريم ، به علّت زيارت و سلاممان به رسول خدا صلى اللّه عليه و آله . شيخ طوسى در « تهذيب » ، از يزيد بن عبد الملك روايت نموده است و او از پدرش ، از جدّش ، كه خدمت حضرت فاطمه عليهما السلام مشرّف شدم ، آن حضرت به سلام بر من پيشى جست ، آنگاه از من پرسيد براى چه آمدهاى ؟ عرض كردم : براى طلب بركت و ثواب ، فرمود : مرا خبر داد پدرم ، و اينكه حاضر است ، كه هر كه