الشيخ عباس القمي (مترجم :انصاريان)
437
مفاتيح الجنان (فارسى)
در صورتى كه تو شيوهء نعمتبخشىات را تغيير ندادهاى ، اى كه به عاشقانش شيرينى همديم خود را چشاند ، در نتيجه گويا نه در برابرش ايستادند ، اى كه اوليايش را جامههاى هيبت پوشاند ، پس آمرزشجويانه در مقابلش قرار گرفتند ، تويى ياد كننده پيش از يادكنندگان ، و تويى شروع كننده به احسان ، پيش از توجّه بندگان ، و تويى جودكننده به عطا ، پيش از خواستن خواهندگان ، و تويى بخشنده ، و سپس آنچه را كه به ما بخشيدى از ما به قرض خواهى ، خدايا مرا به رحمتت بخواه تا به تو رسم ، و مرا به عطايت جذ كن تا به جانب تو رو كنم . خدايا اميدم از تو قطع نشود ، گرچه نافرمانىات كردم ، چنانكه ترسم از تو زايل نشود ، گرچه اطاعتت نمودم ، همانا جهانيان مرا به جانب تو راندهاند ، و دانشم به كرمت مرا به آستانه تو انداخته . خدايا من چگونه نااميد شوم و حال آنكه تو آرزوى منى ، يا چگونه خوار گردم درصورتىكه اعتمادم بر توست . خدايا چگونه عزّت خواهم ، درحالى كه در خوارى ثابتم كردهاى ، و چگونه عزّت نخواهم با آن كه به خود نسبتم دادهاى ؟ خدايا چگونه نيازمند نباشم ، و حال آنكه مرا در نيازمندان نشاندى ، يا چگونه نيازمند باشم در صورتى كه تو به جودت بىنيازم كردهاى ، و تويى كه معبودى جز تو نيست ، خود را به هرچيز شناساندى ، پس چيزى جاهل به تو نيست ، و تويى كه خود را در هرچيز به من شناساندى ، پس تو را در هرچيز نمايان ديدم ، و تويى نمايان براى هرچيز ، اى كه به رحمانيّتش چيره شد ، در نتيجه عرش در ذاتش پنهان شد ، آثار را با آثار نابود كردى ، و اغيار را به احاطهكنندگان افلاك انوار محو نمودى ، اى كه در سراپردههاى عرشش پردهنشين