الشيخ عباس القمي (مترجم :انصاريان)

427

مفاتيح الجنان (فارسى)

سپس من معبودا اعتراف‌كنندهء به گناهانم هستم ، پس مرا بيامرز ، منم كه بد كردم ، منم كه خطا كردم ، منم كه قصد گناه كردم ، منم كه نادانى نمودم ، منم كه غفلت ورزيدم ، منم كه اشتباه كردم ، منم كه به غير تو اعتماد كردم ، منم كه در گناه تعمّد داشتم ، منم كه وعده كردم ، منم كه وعده شكستم ، منم كه پيمان‌شكنى نمودم ، منم كه اقرار كردم ، منم كه به نعمتت بر خود و پيش خود اعتراف كردم ، و به گناهانم اقرار مىكنم ، پس مرا بيامر ، اى آن‌كه گناهان بندگانش به او زيانى نرساند ، و او بىنياز از طاعت آنان است ، و توفيق‌دهندهء كسى كه از آنان به كمك و رحمتش عمل شايسته بجا آورد ، تو را سپاس اى معبود من و آقاى من ، و خداى من ، فرمان دادى فرمانت نخواندم ، نهيم نمودى ، مرتكب نهيت شدم ، اكنون چنانم ، كه نه دارندهء زمينه برائتم تا عذرخواهى كنم ، و نه داراى قدرتم ، تا يارى ستانم ، اى مولاى من با چه وسيله‌اى با تو روبرو شوم ؟ ، آيا با گوشم ، يا با ديده‌ام ، يا با زبانم ، يا با دستم ، يا با پايم ، آيا اين همه نعمتهاى تو نزد من نيست ؟ و من به همهء اينها تو را معصيت كردم ، اى مولاى من ، تو را بر من حجّت و راه است ، اى آن‌كه مرا از پدران و مادران پوشاند ، از اينكه مرا از خود برانند ، و از خويشان و برادران ، از اينكه مرا سرزنش كنند ، و از پادشاهان از اينكه مجازاتم نمايند ، مولاى من اگر اينان آگاه مىشدند ، بر آنچه تو بر آن از من مىدانى ، در اين صورت مهلتم نمىدانند ، و مرا تنها مىگذاردند ، و از من مىبريدند ، هم اينك اى خداى من در برابرت هستم ، اى آقاى من ، فروتن و خوار ، درمانده و كوچك ، نه دارنده زمينه برائتم ، تا عذرخواهى كنم ، و نه نيروى كه يارى بطلبم ، و