الشيخ عباس القمي (مترجم :انصاريان)

421

مفاتيح الجنان (فارسى)

به شماره آوريم ، و نه اندازهء آن را حصا كنيم ، چه دور است چنين چيزى چگونه ممكن است ؟ و حال آنكه تو در كتاب گويايت ، و خبر صادقانه‌ات اعلام كرده‌اى : اگر نعمتهاى خدا را برشماريد ، قدرت شمارش آن را نداريد . خدايا كتابت راست گفته ، و اخبارت صادقانه است ، و پيامبرانت و رسولانت به مردم رساندند ، آنچه را از وحيت بر آنان نازل كردى . و براى آنان و به وسيله آنان از دينت شريعت ساختى ، معبودا من گواهى مىدهم به تلاش و كوششم ، و به قدر رسايى طاعت و ظرفيتم ، و از باب ايمان و يقين مىگويم : سپاس خداى را كه فرزندى نگرفته ، تا از او ارث برند ، و براى او در فرمانروايىاش شريكى نبوده تا با او در آنچه پديد آورده مخالفت كند ، و سرپرستى از خوارى برايش نبوده ، تا او را در آنچه ساخته يارى دهد ، پس منزّه است او ، منزّه است او ، اگر در آسمان و زمين معبودهايى جز خدا بود ، هر آينه هر دو تباه مىشدند و متلاشى مىگشتند ، منزّه است خداى يگانه يكتا ، و بىنياز ، كه نزاده ، و زاده نشده و احدى همتايش نبوده است . سپاس خداى را ، سپاسى كه برابرى كند با سپاس فرشتگان مقرّب ، و انبياى مرسلش را ، و درود و سلام خدا بر بهترين برگزيده از خلقش محمّد خاتم پيامبران ، و اهل بيت پاك و پاكيزه و ناب گشتهء او باد . آنگاه آن حضرت ، شروع به درخواست از خدا كرد ، و در دعا اهتمام ورزيد ، و درحالىكه اشك از ديده‌هاى مباركش جارى بود ، دعا را به اين صورت ادامه داد : خدايا چنانم كن كه از تو بترسم گويا كه تو را مىبينم ، و با پرهيزگارى مرا خوشبخت گردان ، و به نافرمانىات بدبختم مكن ، و خير در قضايت را برايم اختيار كن ، و به من در تقديرت بركت ده ، تا تعجيل آنچه را تو به تأخير انداختى نخواهم ، و تأخير آنچه را تو پيش