الشيخ عباس القمي (مترجم :انصاريان)
312
مفاتيح الجنان (فارسى)
آنكه بر آقايش گستاخى كرد ، منم آنكه جبّار آسمان را نافرمانى كرد ، منم آنكه بر معاصى بزرگ رشوه دادم ، منم آنكه هرگاه به گناهى مژده داده مىشدم شتابان به سويش مىرفتم ، منم آنكه مهلتم دادى باز نايستادم ، و بر من پرده پوشاندى حيا نكردم ، و مرتكب گناهان شدم و از اندازه گذراندم و مرا از چشمت انداختى ، اهميت ندادم ، پس با بردبارىات مهلتم دادى ، و با پردهپوشىات مرا پوشاندى تا آنچا كه گويى مرا از ياد بردهاى ، و از مجازات گناهان بركنارم داشتهاى ، گويا تو از من حيا كردهاى ! ! خدايا ، آنگاه كه نافرمانى كردم نافرمانىات نكردم چنانكه پروردگارىات باشم ، و نه چنانكه سبك شمارندهء فرمانت باشم ، و نه با گستاخى در معرض كيفرت قرار گيرم ، و نه تهيدست را ناچيز شمارم ، ولى خطايى بود كه بر من عارض شد و نفسم آن را برايم آراست ، و بدبختىام مرا بر آن يارى نمود ، و پردهء افتادهات بر من مغرورم نمود ، در نتيجه با كوششم نافرمانىات نمودم و به مخالفتت برخاستم اكنون چه كس مرا از عذابت نجات مىدهند ، و فردا از چنگ ستيرهجويان و دشمنىكنندگان چه كسى رهايم مىكند ، و به رشتهء چه كسى بپيوندم اگر تو رشتهات را از من بگسلى ، مرا چه رسوايى بزرگى است از آنچه كتاب تو از كردارم در شمار آورده ، اگر اميدوار به كرم فراوانى رحمتت نبودم ، و هم اينكه مرا از نااميدى نهى نمودهاى هرآينه نااميد مىشدم به هنگامى كه گناهانم را به ياد مىآوردم ، اى بهترين كسىكه خوانندهاى او را خواند ، و برترين كسىكه اميدوارى به او اميد بست . خدايا به پيمان اسلام به تو توسّل مىجويم ، و به حرمت قرآن بر تو تكيه مىكنم ، و به محبّتم نسبت به پيامبر درس ناخواندهء قريشى هاشمى