الشيخ عباس القمي (مترجم :انصاريان)
176
مفاتيح الجنان (فارسى)
بردبارى كه شتاب نورزى ، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا از عبادتكنندگان خويش ، و بر نعمتهايت از شاكران و در برابر عطاهايت از ذاكران قرار بده و به حق مهرت بر من مهر آر اى مهربانترين مهربانان ، آقاى من و مولاى من ، چه بسيار بندهاى كه به شامگاه و صبحگاه درآمد درحالىكه سرنوشتش با سختى گره خورده ، و گرفتارى او را محاصره كرده ، و از دوستان و محبوبان و ياران صميمى جدا افتاده است ، شام كرد در حال اسارت ، حقارت ، خوارى در دست كافران و دشمنان ، او را دستبهدست به راستوچپ مىگردانند ، در سياهچالها زندانى شده و با غلوزنجير سنگين گشته ، از روشنى دنيا و نسيمش چيزى نمىبيند ، با حسرت به خود مىنگرد ، بر دفع زيان و جلب سودى توان ندارد و من از همهء اينها به جود و كرمت در آرامش هستم ، پس معبودى جز تو نيست ، پاكى تو كه تواناى شكستناپذير و بردبارى كه شتاب نورزى ، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مار از عبادتكنندگان خويش ، و بر نعمتهايت از شاكران و در برابر عطاهايت از ذاكران قرار بده ، به حق مهرت بر من مهر آر ، اى مهربانترين مهربانان ، و به حق عزّتت اى كريم هر آينه از تو درخواست مىكنم آنچه از عطايا را كه نزد تواست و دراينباره بر تو اصرار مىورزم ، و دستم را با جرمى كه نسبت به تو دارد ، به جانب آستانت دراز مىكنم ، پس به كه پناه ببرم ؟ و به كه رو كنم ؟ كسى را جز تو ندارم ، آيا مرا از درگاهت ميرانى درحالىكه تنها تو تكيهگاه منى و توكلّم تنها بر تو است ، از تو درخواست مىكنم به نامت كه چون بر آسمان نهادى پابرجا شد و چون بر زمين گذاردى آرام گرفت و چون بر كوهها گذاشتى استوار گشت و چون بر شب نهادى