الشيخ عباس القمي (مترجم :انصاريان)

168

مفاتيح الجنان (فارسى)

به نام خدا كه رحمتش بسيار و مهربانىاش هميشگى است خدايا چه بسيار دشمنى كه شمشير دشمنىاش را به روى من كشيد ، و لبه تيغش را بر من تيز كرد ، و باريك نمود دم برندهء اسلحه‌اش را و زهرهاى كشنده‌اش را براى من درهم آميخت و تيرهاى بىخطايش را به سوى من نشانه گرفت و چشم نگهبانش از من به به خواب نرفت و نهانى بر آن است تا مرا در معرض امور ناخوشايند قرار دهد ، و به من بچشاند زهر جگر سوزش را ، خدايا به ناتوانى من نگريستى كه تاب حوادث بزرگ را ندارم ، و در درماندگىام را از انتقام گرفتن از ان با ستيزه‌جويىاش قصد من كرده ديدى ، و تنهايىام را در برابر بسيارى از آنان‌كه آزار مرا اراده نموده‌اند ، و در كمين من نشستند مشاهده كردى و در آنچه كه انديشه‌ام را عليه آنان براى مقابله به مثل به كار نگرفتم ، پس مرا به نيرويت تأييد كردى و پشتم را با ياريت محكم نمودى ، و تيغ او را به نفع من كند كردى ، و او را پس از جمع‌آورى نفرات و تجهيزاتش خوار نمودى ، و مقام و جايگاه مرا بر او برترى دادى ، و آنچه را از نيرنگهايش به جانب من هدف گرفته بود به سوى خودش بازگردانى و عليه او به كار بستى ، ولى عطش كينه‌اش فرو ننشست ، و سوزش دل برامده از خشمش سرد نشد درحالىكه از غيضش بر من انگشت به دندان گزيد و پشت كرده پا به فرار نهاد و سپاه و نفراتش تارومار شد ، پس تو را سپاس اى پروردگار از توانايىات كه شكست نپذيرد ، و بردبارىات كه شتاب نپذيرد ، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا در برابر نعمتهايت از شاكران و در برابر عطاهايت از ذاكران قرار ده ، خدايا چه بسيار متجاوزى كه با نيرنگهايش به من ستم كرد ، و دامهاى شكارگيرش را در را هم نهاد ، و توجه جستجوگرانه‌اش را بر من گماشت ، و در كمين من نشست همچون كمين گذاردن درنده‌اى براى شكار خويش براى به دست آوردن فرصت مناسب درحالىكه