عبدالحسين بينش
36
روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى)
ضعف و سستى تنها به تقسيمات محدود نگشت و به درگيرى ميان مراكز نيروهاى اسلامى بر ضد يكديگر تبديل شد . فرماندهان اسلامى به نيروهاى صليبى پشت كردند و آنها به هر كجا مىخواستند نفوذ مىكردند . حتى از مسيحيان شمال ، يعنى مملكت ليون كمك گرفتند و آنان را وادار ساخت تا نيرويشان را افزايش دهند . برخى منابع اندلسى به توصيف اوضاع اين دوره پرداختهاند ؛ كه از آن جمله اين گزارش است : « اوضاع در اندلس همچنان با وفاق و فرمانبردارى به سامان و مرتب بود تا آنكه سيل دشمنى و دورويى جان صاحبان ثروت را لبريز ساخت . هر رئيس زادگاه خود را مستقل اعلام كرد و آن را به صورت پايگاهى قرار داد كه با اسبانش به آنجا پناه مىبرد . همسايگان يكديگر را مورد حمله قرار مىدادند و با آنان در سرزمين خودشان مىجنگيدند . تا آنكه نيرويشان در برابر مهاجمان دشمن دين تضعيف گرديد ؛ و پناهگاههايشان بيهوده رها شد و قربانى گشت . به طورى كه همه چيز - مگر مناطقى محدود بر اساس يك پيمان متاركه - از دستشان رفت ؛ و خرد و بزرگشان بايد سالانه باج و خراج مىپرداختند » . « 1 » در فضايى اين چنين تفرقهآميز بود كه جنگ بطرنه ، روى داد و نورمانها در سال 456 ه يعنى 21 سال پيش از چيره شدن بر طليطله ، بريشتر را به تصرف درآوردند . اصل بر اين بود كه سران و فرماندهان اندلس آنچه را كه در انتظارشان بود بشناسند ، ولى غفلت ورزيدند و به كارهاى روزمره سرگرم شدند و همهء كوشش خود را صرف امور جزئى كردند . منابع اندلسى رويدادهاى بطرنه و بريشتر را ثبت كردهاند . از جمله دربارهء وقايع بطرنه گفته شده است : فرانكها نيروى انبوهى را به سوى بلنسيه گسيل داشتند . در حالى كه ساكنان شهر نسبت به امر جنگ نا آگاه و تنها به سلاح خود مغرور بودند . كار آنها لذت بردن از خوردن و نوشيدن بود . فرانكها وانمود كردند كه از جنگ پشيمان شده و توان مقاومت در مقابل ساكنان شهر را ندارند . به اين ترتيب با مسلمانان نيرنگ باختند ؛ و مسلمانان با وسوسه آنها به طمع افتادند و دست از جنگ كشيدند . سپس دستهاى از سواره نظام فرانكها در نقاطى كمين كردند و مردم شهر را كه با لباس تشريفات به همراه اميرشان عبدالعزيز بن ابى عامر بيرون آمدند ناگهان مورد حمله قرار دادند و شمار بسيارى را كشتند يا به اسارت گرفتند . « 2 »
--> ( 1 ) . نفح الطيب ، دار صادر بيروت ، ج 4 ، ص 446 . ( 2 ) . پاترنا : . در ابن عذارى / 3 253 به نقل از ابن بسام در الذخيره ، در توصيف اين رويداد چنين آمده است : آنان زره پوشيده به ميدان كارزار آمدند و شما پارچههاى رنگارنگ زربفت پوشيديد .