ابوالقاسم شاكر

66

تاريخ تشيع در ايران (فارسى)

گفته شد در زمان امويان وقتى عربى بارى بر دوشت داشت و عجمى مىديد ، آن را به او مىداد تا برايش حمل كند ، او نيز مخالفتى نمىكرد . از ديدگاه امويان ، موالى براى كارهايى از قبيل روبيدن راهها و نيز دوختن لباس عربها آفريده شده بودند . در زمان حجاج ، از موالى به اين بهانه كه اسلام آنها واقعى نيست و براى فرار جزيه اسلام آورده‌اند جزيه گرفته مىشد ، در حالىكه از نظر اسلام گفتن شهادتين به معناى پذيرش اسلام بود . او موالى را به زور به ميدان جنگ مىبرد و آنها را در شهرها متفرق كرد و بر دست هر يك نام شهرى را كه مىبايست بدانجا برود نقش كرده بود ! در اشعار عجمها را هجو مىكردند و احاديثى در مذمت آنها ساختند براى نمونه ، گفتند : پيامبر ( ص ) فرموده : « بدترين زبانها نزد خداوند فارسى است و زبان شيطان است ! » اينها چند نمونه از تبعيضاتى بود كه از آغاز در حق موالى اعمال مىشد . اين تحقيرها نه تنها نسبت به ايرانيان بلكه نسبت به ساير عجمها انجام مىشد . موالى و ايرانيان با همهء تحقيرهايى كه بر آنها روا مىشد ، اسلام را پذيرفتند ؛ زيرا محتواى اسلام را برتر از آيين خود يافتند . ولى عكس‌العمل اين برخوردهاى ناروا در ميان ايرانيان چگونه مىتوانست باشد ؛ ملتى كه مغلوب شده و براى خود ، صاحب فرهنگ و تمدّنى بوده ، امروز در برابر قومى كه پيش از آن او را خوار مىداشته ، حال چنين ذليل شده است . پذيرش اسلام از ناحيهء چنين مردمى ، نشانگر نفوذ اسلام در عمق وجود آنها بود . آن گونه كه جريحه‌دار شدن غرور ملى آنان نتوانست جلوى مسلمان شدن آنها را بگيرد ، با اين حال طبيعى بود كه آنها در مقابل تحقيرى كه نسبت به آنها صورت مىگرفت ساكت ننشينند . شمارى از موالى مسلمان در زمان معاويه عليه دست نشانده او « مغيرة بن شعبه » والى كوفه خروج كردند و كشته شدند ، پيش از آن نيز شمارى از آنها به حمايت از حضرت على ( ع ) كه رفتارش عين اسلام بود در جنگ صفين آمده بودند . بنابراين مىتوان دشمنى خلافت با موالى را كه در رفتارهايشان نسبت به آنها بروز مىكرد يكى از عوامل گرايش بخشى از موالى به تشيع دانست . « 1 »

--> ( 1 ) . ر . ك : تاريخ تشيع در ايران ، ج 1 ، ص 109 - 119 ؛ ر . ك : در رابطه با خدمات متقابل اسلام و ايران ، ص 428 - 429 .