ابوالقاسم شاكر

54

تاريخ تشيع در ايران (فارسى)

3 - 2 . سلمان و تبليغ از على ( ع ) سلمان همواره ، مردم را به پيروى از حضرت على ( ع ) دعوت مىكرد و روش او را شيوه پيامبر ( ص ) مىدانست و مىگفت : پيامبر خدا ( ص ) فرمود : انَّ عَلِيّاً بابٌ فَتَحَهُ اللّهُ ، مَنْ دَخَلَهُ كانَ مُؤمِناً ، وَ مَنْ خَرَجَ مِنْهُ كانَ كافراً . « 1 » همانا على درى است كه خداوند آن را گشوده است ، هر كس كه در آن وارد شود مؤمن است ، و هر كس كه از آن خارج گردد كافر است . و گاهى مىگفت : پيامبر ( ص ) فرمود : خَيْرُ هذِهِ الْامَّةِ عَلىّ بنُ ابِىطالِبٍ . « 2 » بهترين فرد اين امت ، على است . پس از رحلت پيامبر ، مرد مسافرى براى تحقيق و يافتن راه حق به مدينه آمد و نزد سلمان ، ابوذر و مقداد كه در كنار هم نشسته بودند نشست و تقاضاى راهنمايى كرد . سلمان به او گفت : بر تو باد ، كه به كتاب خدا - قرآن - بپيوندى ، و بر تو باد پيوند با على بن ابىطالب ( ع ) ، زيرا على ( ع ) با قرآن است و از آن جدا نمىگردد . « 3 » 3 - 2 . سلمان آماده دفاع از امامت در ماجراى حوادث پس از جريان سقيفه چهل نفر از مهاجران و انصار به حضور على ( ع ) آمدند و چنين گفتند : سوگند به خدا تو امير مؤمنان و بهترين و سزاوارترين انسانها نسبت به پيامبر هستى ، دستت را به ما بده تا با تو بيعت كنيم ، سوگند به خدا آماده‌ايم كه در اين راه تا حدّ كشته شدن بايستيم ! حضرت على ( ع ) فرمود : اگر راست مىگوييد برويد فردا صبح با سر تراشيده نزد من حاضر شويد . حضرت على خودش ، موى سرش را تراشيد ، فرداى آن روز نخستين كسى كه با سر تراشيده به حضور على ( ع ) آمد ،

--> ( 1 ) . سليم بن قيس ، عامرى ، كتاب سليم بن قيس ، 248 . ( 2 ) . اعيان الشيعه ، ج 7 ، ص 287 . ( 3 ) . احتجاج طبرسى ، ج 1 ، ص 230 .