ابوالقاسم شاكر

33

تاريخ تشيع در ايران (فارسى)

اول . شأن نزول آيه ؛ مفسران شيعه و سنتى با نقل روايات فراوانى ، آيه را در شأن و منزلت على بن ابىطالب دانسته و چنين مىنويسند : « روزى حضرت على ( ع ) ، در مسجد پيامبر ( ص ) در حال نماز بود كه فقيرى وارد شد و تقاضاى كمك كرد . حضرت على ( ع ) در حالى كه در ركوع بود ، انگشتر خود را از انگشت درآورد و به سائل داد . خداوند آيه پيش گفته را در شأن و فضيلت او نازل كرد . » « 1 » دوم . معنى واژه « ولى » : با توجه به اينكه لفظ « ولى » تكرار نشد . و بر سه كلمه « اللَّه » و « رسوله والذين آمنوا » به يك سياق وارد شده است ، وحدت سياق حكم مىكند كه ولايت در همه آنها به يك معنى باشد . و مراد از ولايت خدا و رسول خدا ( ص ) اولى به تصرف و سرپرستى مادى و معنوى است كه در انحصار خدا و رسول او و فرد خاصى از مؤمنان است . « 2 » زيرا كلمه « انما » معناى انحصار و اختيار را مىرساند . علامه امينى از چهل و دو عالم بزرگ تفسير و لغت نام مىبرد كه مولى را به اولى - كسى كه به تصرف سزاوارتر است - معنى كرده‌اند نه به معناى ناصر و دوستدار ، زيرا ولايت به معناى دوستى و يارى كردن مخصوص كسانى نيست كه نماز مىخوانند و در حال ركوع زكات مىدهند ، بلكه يك حكم عمومى است كه همه مسلمانان را در بر مىگيرد . « 3 » سوم . انفاق در حال نماز ؛ انفاق در حال نماز از واجبات يا مستحبات آن شناخته نشده تا بگوييم ممكن است عده‌اى مردم به اين حكم عمل كرده باشند . پس « والذين » اشاره به فرد خاصى دارد و اگر به صورت جمع آمده ، براى تكريم و تعظيم او به سبب كارى است كه انجام داده و اين‌گونه استعمال نزد اهل لغت پذيرفته است و در قرآن نظير آن گونه استعمال فراوان ديده شده است . « 4 » نتيجه اينكه از ديدگاه قرآن ، ولايت و امامت پس از پيامبر ( ص ) ، استمرار ولايت و امامت خدا و رسول او است و همان گونه كه ولايت خدا و رسول او بر مردم ، به انتخاب و اختيار مردم نيست ، امامت و ولايت امام پس از پيامبر نيز به اختيار و انتخاب مردم نمىباشد ، بلكه تعيين آن با خدا است و ولايت و امامت غير از كسانى كه خدا تعيين و در اين آيه با واژه « انّما »

--> ( 1 ) . زمخشرى ، تفسير الكشاف ، ج 1 ، ص 624 ؛ آلوسى بغدادى ، تفسير روح المعانى ، ج 6 ، ص 186 ؛ فخررازى ، تفسير كبير ، ج 12 ، ص 26 ؛ سيوطى ، الدر المنثور ، ج 2 ، ص 293 ؛ الغدير ، ج 2 ، ص 52 - 55 ، شرف الدين عملى ، المعراجات ، ص 142 - 143 و . . . . ( 2 ) . تفسير الميزان ، ج 6 ، ص 12 و 14 . ( 3 ) . ر . ك : الغدير ، ج 1 ، ص 14 - 151 ؛ ر . ك : قاضى نوراللَّه ، تسترى ، احقاق الحق ، ج 2 ، ص 415 - 500 . ( 4 ) . ابوعلى ، فضل بن حسن ، طبرسى ، مجمع البيان ، ج 2 ، ص 128 - 129 .