ابوالقاسم شاكر
31
تاريخ تشيع در ايران (فارسى)
بنابراين نياز شريعتِ جاودانه به حافظى معصوم و امين ، بعد از دوران آغازين آن و تا روز قيامت ، همانند نياز آن به مبلغى معصوم و امين در آغاز مىباشد . يعنى آنچه در حدوث دين نياز بود در بقاى آن نيز نيازمند است . « 1 » ج ) نياز جامعه به رهبران الهى : انسان ، نيازمنديهايى دارد ، كه جز از راه تشكيل جامعه و تعاون عمومى برآورده نمىشود و جامعه صالح نيز در پرتو اجراى قوانين الهى شكل مىگيرد . اجراى قوانين نيازمند به شخصى است كه خود در مرحله نخست ، عالم و عامل و از لغزش و خطا پاك باشد ، تا آن را به طور دقيق اجرا نمايد و حق هر ذى حقى را به او برساند و گرنه آن قوايى كه براى رسيدن به كمال در نهاد انسان گذارده شده به ظهور نمىرسد و لازم مىآيد كه ايجاد آنها از ناحيه خداوند لغو باشد ، و حال آنكه او حكيم است و صدور كار لغو از حكيم ، محال است . امام هفتم در روايت فضل بن شاذان چنين فرمود : يكى از علتهاى تعيين اولى الامر از طرف خداوند ، آن است كه مردم را در امور دين و دنيا كه لازم دارند ، سرپرستى و رياست كند . پس حكيم با توجه به حكمتش ، امكان ندارد انسانها را از چيزهايى كه مىداند به آنها نيازمندند و قوام آنها جز به آن نيست ، محروم رها كند . « 2 » د . نياز دين به تفسير و تبيين خداوند ، اسلام را به عنوان يك دين كامل بر پيامبر ( ص ) وحى كرد و دستور و حكمى از اسلام ناگفته نماند ، ولى آيا پيامبر اسلام هم همهء دستورات اسلام را به مردم گفتند ؟ اهل تسنن ، مىگويند ، دستورات اسلام هرچه بود ، همان است كه پيامبر ( ص ) فرموده ، اما در برخى مسائل كه از اصحاب پيامبر ( ص ) چيزى دريافت نكردهاند و نمىدانند چه كار كنند ، به ناچار پاى قياس را به ميان مىكشند ، ولى شيعه اعتقاد دارد كه خداوند همه دستورات را براى پيامبر ( ص ) بيان كرده است ، ولى آنچه پيامبر ( ص ) بيان كرد ، همه آنهايى نبود كه به عموم مردم گفت - زيرا بسيارى از احكام و دستورات بود كه موضوع آنها در زمان پيامبر ( ص ) پيدا نشده بود و بعد
--> ( 1 ) . گوهر مراد ، ص 475 . ( 2 ) . بحارالانوار ، ج 23 ، ص 32 .