ابوالقاسم شاكر

104

تاريخ تشيع در ايران (فارسى)

3 - 7 . حسن بن على اطروش ، ناصر كبير ( 301 - 304 ق ) ناصر كبير ، پس از كشته شدن محمد بن زيد - كه از ياران هميشگى او بود - قيام كرد و چون از حمايت حاكمان محلّى طبرستان برخوردار نبود ، به رى پناه برد . پس از مدتى ، محمد بن هارون كه پس از پيروزى بر محمد بن زيد با حمايت حاكمان محلى بر طبرستان فرمان مىراند براى مخالفت با سامانيان ، با ناصر كبير بيعت كرد ؛ ولى امير سامانى ، سپاهى را روانهء طبرستان كرد و بر آنجا تسلّط يافت . در مدت سيزده سال حكومت سامانيان بر طبرستان ، ناصر كبير در ديلمان و گيلان به فعاليت فرهنگى پرداخت و شاگردانى را تربيت كرد و بسيارى از مردم را كه بر دين زرتشتى بودند مسلمان كرد و مساجدى را بنا نمود . مردم طبرستان كه از كارگزاران سامانى ستم بسيار ديده بودند ، ناصر كبير را به قيام تشويق كردند و او با كمك نيروهاى آماده ، كارگزاران سامانى را از آنجا اخراج كرد و بر طبرستان تسلّط يافت . وى پس از مدتى حكومت را رها كرد و آن را به حسن بن قاسم ، كه وى را شايستهء رهبرى مىديد سپرد و خود به امور دينى مردم پرداخت و از تمام نقاط جهان براى استفاده از دانشش نزد او مىآمدند . وى به سال 304 هجرى درگذشت . « 1 » 4 - 7 . حسن بن قاسم ، داعى صغير ( 304 - 316 ق ) پس از آن‌كه ، حسن بن قاسم با لقب « داعى صغير » حكومت را به دست گرفت . وى پس از شكست جعفر فرزند ناصر كبير كه با كمك سامانيان بر طبرستان دست يافته بود ، از اختلافات داخلى سامانيان بهره برد و ليلى بن نعمان ، سردار خود را براى تصرف شهر نيشابور فرستاد و او پس از تصرف شهر به نام « داعى » خطبه خواند . وى پس از آن ، شهر طوس را تصرف كرد ؛ ولى شهر به محاصرهء سپاه سامانى درآمد . ليلى نيز در درگيرى به همراه بسيارى از سپاهيانش

--> ( 1 ) . همان ، ص 14 - 16 ، به نقل از تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ، ص 144 ، 146 - 147 ، 150 ، 275 ؛ الكامل فى التاريخ ، ج 6 ، ص 48 ؛ تاريخ طبرستان ، ص 268 ؛ تاريخ مازندران ، ص 69 ؛ تاريخ رويان ، ص 79 ؛ تاريخ طبرستان ، ص 274 .