على رفيعى
94
تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)
4 - كوتاهى خواص از اداى وظيفه مردم در يك تقسيمبندى به دو گروه تقسيم مىشوند : خواص و عوام . خواص كسانى هستند كه تصميمات و موضعگيرىهايشان براساس بصيرت و آگاهى است . خود تشخيص دهنده و تصميم گيرندهاند ، نه آن كه ديگران آنان را به تصميم برسانند . نقطه مقابل ، عواماند كه قدرت تجزيه و تحليل مسائل را ندارند و حركتشان براساس بصيرت و آگاهى نيست . بلكه پيرو موج ، و مرعوب جوّ هستند . جوّ عمومى به هر سو و با هر گروهى باشد آنان به همان سمت حركت كرده با همان گروه غالب هستند . مرز اساسى خواص و عوام « بصيرت » است . هر كس از اين ويژگى برخوردار بود جزو خواص است و هر كس فاقد آن بود از عوام است . از هر صنفى و در هر لباسى مىخواهد ، باشد . سواد داشته باشد يا نداشته باشد . اساسىترين رسالت خواص طرفدار حق ، ايستادگى در پاى آن و حمايت از حقّ در برابر باطل مىباشد . در قاموس خواص سكوت و بىتفاوتى در برابر حق ، همپاى ضديت با حق است . اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمايد : « السَّاكِتُ اخُو الرّاضى وَ مَنْ لَمْ يَكُنْ مَعَنا كانَ عَلَيْنا » « 1 » آن كس كه ساكت است ( و از حق حمايت نمىكند ) برادر كسى است كه به باطل رضايت داده است . و آن كس كه با ما نباشد ، عليه ما است . در طول حيات اسلام از سقيفه گرفته تا كربلا و از كربلا تا غيبت آخرين پيشواى معصوم ، بيشترين مسؤوليت انحراف جامعه برعهده خواصى است كه حق را شناخته ليكن در حمايت از آن كوتاهى كردند . مقام معظم رهبرى در تجزيه و تحليل خود از واقعه عاشورا كوتاهى خواص در اداى وظيفه خود و حمايت بموقع از حق را از عوامل مهم زمينهساز حادثه عاشورا برشمردهاند . ايشان در تحليل خود بر اين نكته تأكيد كردهاند كه اگر چهرههاى سرشناس كوفه كه بانى دعوت امام حسين عليه السلام به كوفه شدند بر موضع خود باقى مىماندند و به جاى ترس از ابن زياد از خدا مىترسيدند و نماينده امام
--> ( 1 ) - بحارالانوار ، ج 74 ، ص 421 .