على رفيعى

89

تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)

شرعى پيدا كرده بود . در نتيجه هر نوع قيام و برخورد نظامى عليه وضع موجود را بىثمر و حتى غيرمشروع مىنمود . نامهء افشاگرانهء امام عليه السلام به معاويه ، سخنرانى عمومى وى در موسم حج و در جمع انبوه حاجيان ، بيانات روشنگرانهء آن حضرت در جلسات خصوصى با خواص و چهره‌هاى سرشناس مدينه و كوفه و . . . همه به منظور درك عميق اين واقعيتهاى تلخ و قيام و مبارزه بر ضدّ آن در شرايط مناسب بود . سُلَيْم بن قيس نقل مىكند امام حسين عليه السلام همراه گروهى دو سال پيش از مرگ معاويه براى حج به مكه رفت . امام عليه السلام ، بنىهاشم ، همراهان آنان از زنان و موالى و نيز جمعى از اصحاب را به محلى دعوت كرد . جمع آنان فزون بر هزار نفر گشت . امام حسين عليه السلام به سخنرانى پرداخت و پس از ستايش پروردگار فرمود : اين ستمگر و طاغوت ( معاويه ) درباره ما و پيروانمان دست به كارهايى زده كه از آن آگاهيد و خود شاهد بوده‌ايد . اينك مىخواهم سؤالاتى را از شما بپرسم ، اگر راست گفتم تصديقم كنيد و اگر خلاف بود تكذيب نماييد . امام عليه السلام در اين جمع تأكيد كرد سخنانش را بشنوند و بنويسند و پس از بازگشت به شهرها و قبايل خود ، آنها را براى افراد امين و موثق بازگويند . امام عليه السلام در اين سخنرانى به تلاوت و تفسير آياتى كه در شأن اهل بيت نازل شده بود پرداخت ، سپس سخنان رسول اكرم صلى الله عليه و آله درباره على عليه السلام ، امام مجتبى ، خود و خاندانش را يادآورى كرد و نظر يكايك آنان را جويا شد . آنان سخنان امام عليه السلام را تأييد كردند . فعّاليتهاى روشنگرانهء امام حسين عليه السلام در اين محور چنان مؤثر و چشمگير بود كه والى مدينه را به وحشت انداخت ؛ به حدّى كه ناچار شد جريان را به معاويه گزارش كند و از وى كسب تكليف نمايد . معاويه در پاسخ نوشت تا زمانى كه حسين عليه السلام دشمنى خود را آشكار نكرده و دست به اقدام عملى نزده كارى به او نداشته باشد ولى همواره در كمينش باشد و فعّاليتهايش را زير نظر بگيرد . « 1 »

--> ( 1 ) - انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 152 .