على رفيعى

86

تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)

و تأييد موضع انقلابى برادرش در پاسخ ايشان نوشت : اما برادرم ، اميدوارم كه خداوند او را موفق داشته و در موضعى كه اتخاذ نموده راهنمايىاش كرده باشد . اما من ، نظر من اكنون اين چنين نيست ( كه شما نوشته‌ايد ) خداى شما را رحمت كند . تا زمانى كه معاويه زنده است زمين‌گير باشيد و در خانه‌هاتان بمانيد و از كارى كه به شما بدگمان شوند پرهيز كنيد . « 1 » اشاره امام عليه السلام به حيات معاويه به عنوان مانع قيام ، بيانگر اين است كه شرايط سياسى دوران امامت آن حضرت ، همان شرايطى است كه در دوران امام پيشين منجرّ به صلح شده است ، و آن محوريت معاويه است كه در هر دو دوران وجود دارد . موضع‌گيرى عليه سلطهء معاويه خوددارى امام حسين عليه السلام از قيام مسلحانه عليه معاويه بدين معنى نيست كه آن حضرت در طول مدت حاكميّت طاغوت زمان ، هيچ‌گونه موضع‌گيرى عليه وى نداشته و در اين زمينه بىتفاوت بوده است . امام عليه السلام اگر قيام عليه معاويه را در آن شرايط به مصلحت اسلام نمىديد ، سكوت در برابر جنايات و فزون‌طلبىهاى او را نيز جايز نمىدانست . از اين رو در هر فرصت ، با نوشتن نامه يا برخورد حضورى ، سياست‌هاى معاويه را محكوم و موضع اسلامى خود را ابراز مىكرد . به نمونهء زير توجه كنيد . معاويه - كه پس از شهادت امام حسن عليه السلام راه را براى طرح ولايتعهدى يزيد هموار ديد - پس از گرفتن بيعت از مردم شام براى كارگزارانش در سراسر كشور نوشت كه از مردم براى يزيد به‌عنوان ولايتعهدى بيعت بگيرند . مردم مدينه و در رأس آنان حسين بن على عليه السلام از اين دستور سر باز زدند . معاويه كه گمان مىكرد اين سرپيچى ناشى از ناتوانى و عدم قاطعيّت والى مدينه « مروان بن حكم » است ، او را بر كنار و « سعيد بن عاص » را كه فردى خشن‌تر و جلاد بود جايگزين وى كرد و از او خواست مردم را به بيعت با يزيد فراخواند و مراتب را به وى گزارش نمايد .

--> ( 1 ) - اخبار الطّوال ، ص 221 - 222 .