على رفيعى
73
تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)
علاوه بر شام و مصر ، عراق را نيز تحت سلطه خويش داشته بطور رسمى بر مسند قدرت و خلافت اسلامى تكيه مىزد ؛ بدون آن كه مانع اساسيى بر سر راه خود بيابد . غرور ناشى از اين موفّقيت در همان روزهاى نخست پس از صلح در رفتار و گفتار معاويه آشكار گشت . عزيمت وى همراه سپاهش به كوفه قبل از رفتن به شام به منظور عينيّت بخشيدن به روند صلح و قدرت نمايى در برابر مردم عراق و سخنرانى وى در مسجد جامع كوفه و تأكيد بر اين نكته كه پذيرش شرايطى از سوى وى صرفاً به خاطر خاموش كردن آتش فتنه و ايجاد الفت ميان مردم بوده نه عمل كردن به آنها ، « 1 » نمونههايى از غرور طاغوت شام است كه ماهيّت پيمانشكنى و چهره نفاق او را بيش از پيش آشكار ساخت . رسالت حضرت مجتبى عليه السلام در اين مرحله سنگينتر شد . او هم مىبايد پاسخ ياوهگوييهاى معاويه را بدهد و چهره نفاق و نيرنگ و نيز موضع باطل او را براى افكار عمومى برملا كند و هم ماهيّت و ابعاد كارى كه انجام داده براى مسلمانان و پيروان خود تبيين نمايد تا آنان از حالت نگرانى و احساس شكست و ذلّت بيرون آمده با اميد به پيروزى حق و احساس سربلندى و عظمت از موضع امامت دفاع كنند . امام مجتبى عليه السلام در نخستين سخنرانى خود در كوفه در حضور معاويه و نيروهاى شامى و عراقى بر اين دو محور اساسى تكيه كرد و ضمن تجليل از رسول خدا و بيان شمهاى از خدمات آن حضرت به امت اسلامى و تأكيد بر اين حقيقت كه اگر همه دنيا را بگرديد كسى را كه جدش رسول خدا صلى الله عليه و آله باشد جز من و برادرم حسين عليه السلام پيدا نخواهيد كرد ، فرمود : معاويه بر سر حقى با من به نزاع پرداخته كه از آن من است نه او . ولى من به خاطر صلاح امت و فرو نشاندن فتنه آن را ترك كردم . معاويه جنگ بين من و خود را بر زمين نهاد ( و پيشنهاد صلح كرد ) و من وقتى ديدم حفظ خونها بهتر از ريختن آنها است ، ( پيشنهادش را پذيرفته ) با او بيعت كردم و در اين كار جز مصلحت و بقاى شما
--> ( 1 ) - انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 44 و شرح نهجالبلاغه ، ابن ابىالحديد ، ج 16 ، ص 46 .