على رفيعى

69

تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)

ستمگران توصيه كرد . سپس فرمود : معاويه ما را به چيزى فراخوانده كه در آن نه عزّت است و نه انصاف . اكنون اگر خواهان زندگى هستيد ، پيشنهادش را بپذيريم و اين خار را بر ديده تحمل كنيم و چنانچه مرگ ( با عزّت و شرف ) مىخواهيد ، جان خود را در راه رضاى خدا بذل كنيم و ( در ميدان جنگ ) معاويه را در پيشگاه خدا به محاكمه كشيم . جمعيّت يكصدا فرياد برآوردند : ما خواهان بقا و زندگى هستيم . « 1 » امام حسن عليه السلام در چنين شرايطى كه خود را در ميان يارانش تنها يافت چاره‌اى جز پذيرش صلح نديد . از اين رو ، پيشنهاد معاويه را مشروط پذيرفت . صلح در آينهء سخنان امام عليه السلام اين بخش را با سخنان امام مجتبى عليه السلام درباره فلسفه پذيرش صلح كه به مناسبت‌هاى مختلف ايراد شده پايان مىبريم . در پاسخ اعتراض يكى از شيعيان در واگذارى خلافت به معاويه : « وَاللَّهِ ما سَلَّمْتُ الْأَمْرَ الَيْهِ الَّا انّى لَمْ اجِدْ انْصاراً وَ لَوْ وَجَدْتُ انْصاراً لَقاتَلْتُهُ لَيْلى وَ نَهارى حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ بَيْنى وَ بَيْنَهُ » « 2 » به خدا سوگند ، من از آن روى حكومت را به وى واگذار كردم كه ياورى نداشتم . اگر ياورى مىداشتم ، شب و روز با او مىجنگيدم تا خداوند ميان من و او حكم كند . در پاسخ زيد بن وهب جهنّى كه پرسيده بود : مردم نسبت به مسأله جنگ يا صلح با معاويه سرگردانند ، نظر شما نسبت به اين مسأله چيست ؟ امام عليه السلام فرمود : « . . . وَاللَّهِ لَوْ قاتَلْتُ مُعاوِيَةَ لَأَخَذُوا بِعُنُقى حَتَّى يَدْفَعُونى الَيْه سِلْماً » « 3 » به خدا سوگند اگر با معاويه درگير شوم ، اينان گردن مرا گرفته به صورت اسير به وى تحويل مىدهند .

--> ( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 162 و كامل ، ج 3 ، ص 405 . ( 2 ) - بحارالانوار ، ج 44 ، ص 147 . ( 3 ) - بحارالانوار ، ج 44 ، ص 20 .