على رفيعى

246

تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)

را به‌عنوان وارث او قلمداد كردند و همين مسأله نقش مهمّى در مصون ماندن حضرت از تعقيب و تعرض جاسوسان داشت . « 1 » لقب‌هاى پيشواى دوازدهم عبارت است از : حجّت ، قائم ، مهدى ، خلف صالح و صاحب‌الزّمان . « 2 » علّت ملقب شدن امام به مهدى و قائم در بيان امام صادق عليه السلام چنين آمده است : « از اين جهت مهدى گفته مىشود كه انسان‌ها را به هر امر پوشيده‌اى هدايت مىكند ؛ و از آن جهت قائم گفته مىشود كه پس از آن كه يادش از خاطره‌ها محو مىشود ، قيام مىكند » . « 3 » از ميان لقب‌هاى امام زمان ( عج ) لقب قائم از آن جهت كه بيانگر دولت عدالت گستر آن حضرت است ، نزد امامان و فقهاى شيعه و حتى عموم شيعيان از عظمت و احترام خاصى برخوردار است ؛ چندان كه وقتى امام را با اين لقب ياد مىكردند ، قيام كرده ، دست روى سر خود مىگذاشتند و براى فرج آن بزرگوار دعا مىكردند . امام رضا عليه السلام در مجلسى در خراسان به هنگام بردن لقب قائم از جاى برخاست و دو دست خود بر سر نهاد و عرضه داشت : « اللّهم عَجِّلْ فَرَجَهُ وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ » . « 4 » از امام صادق عليه السلام درباره علّت قيام به هنگام ذكر لقب قائم پرسيده شد . فرمود : چون براى او غيبتى طولانى خواهد بود و به خاطر لطف زيادى كه به دوستانش دارد ، به هر كس كه او را با اين لقب - كه بيانگر دولت او و ابراز تأسّف از غربت اوست - ياد كند ، عنايت ويژه‌اى خواهد داشت . و شايسته است كه بندهء فروتن در برابر سرورش كه به او نظر لطف دارد ، به هنگام بردن نام او قيام كند و از خدا تعجيل

--> ( 1 ) - در اينجا اين سؤال مطرح است كه آيا ممنوعيت ذكر نام امام اختصاص به آن دوران تا آغاز غيبت كبرى داشت ، يا اين زمان را هم در برمىگيرد ؟ از روايات براى هر دو شق مىتوان شاهد آورد ؛ بر همين اساس ، هر دو احتمال در ميان فقهاى شيعه طرفدار دارد . شايد جمع بين دو دسته روايات به اين باشد كه بگوييم : در آن دوران حرام بوده ، ولى در اين زمان ، كراهت دارد ( براى آگاهى بيشتر از روايات و نيز نظر فقها رجوع كنيد به بحارالانوار ، ج 51 ، ص 32 ؛ مرآة العقول ، ج 4 ، ص 16 ) . ( 2 ) - اعلام الورى ، ص 418 . ( 3 ) - بحارالانوار ، ج 51 ، ص 30 . ( 4 ) - الزام الناصب ، ج 1 ، ص 271 .