على رفيعى
171
تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)
حسين ، فرزند على ، فرزند حسن ، فرزند حسن ، فرزند حسن بن على بن ابى طالب عليه السلام و از رجال برجسته و با فضيلت بنىهاشم بود . او با پرورش در دامن پدر و مادرى كه به « زوج صالح » معروف بودند ، مدارج عالى انسانى را طى و به تبعيّت از بستگان خود كه پرچمداران مبارزه با دشمنان اسلام و شهادت در راه خدا بودند ، « 1 » عليه حاكم ستمگر عباسى قيام كرد . حسين در سال 169 هجرى قمرى پرچم قيام عليه هادى عباسى را برافراشت و بر ضد وى اعلام جهاد كرد . انقلابيون به گردش اجتماع كردند و با شعار « احَدٌ ، احَدٌ » وارد مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله شدند . حسين نماز را با مردم خواند و پس از نماز خطبهاى ايراد نمود و ضمن معرفى خود مردم را به احياى كتاب خدا و سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله و رضاى آل محمّد صلى الله عليه و آله دعوت كرد . حاضران - به استثناى تعداد اندكى - با او بيعت كردند . حسين با ياران خود كه حدود سيصد نفر مىشدند پس از تسلط بر مدينه در ماه ذيقعده رهسپار مكّه شد تا با استفاده از اجتماع مسلمانان در ايام حج ، دامنهء نهضت را گسترش دهد . هادى عباسى با آگاهى از قيام حسين و حركت وى به سوى مكّه ، سپاه انبوهى به جنگ او فرستاد . دو گروه در سرزمين « فخّ » « 2 » با يكديگر برخورد كردند و جنگ سختى درگرفت . در جريان اين نبرد نابرابر ، حسين و عدّه زيادى از ياران او به شهادت رسيدند و بقيّه ، اسير يا پراكنده شدند . والى مدينه - كه بعد از قيام حسين فرار كرده و پنهان شده بود - با شنيدن خبر شهادت او دستور داد خانه وى و بستگانش را آتش زده ، اموال و نخلستانهاى آنان را مصادره كنند . از سوى ديگر ، سربازان حكومت ، پيكرهاى شهدا را بر روى زمين رها كرده سرهاى آنان را براى خليفه به بغداد فرستادند . اسيران را نيز در حالى كه به غل و زنجير
--> ( 1 ) - براساس نوشته ابوالفرج اصفهانى پدر ، دايى ، جدّ و گروهى ديگر از خويشان نزديك حسين به دستمزدوران حكومت عباسى به شهادت رسيده بودند ( مقاتل الطالبيين ، صص 126 ، 130 و 285 ) . ( 2 ) - فخ نام چاهى است در حدود يك فرسخى غرب مكّه ( بحارالانوار ، ج 48 ، ص 161 ) . ولى هم اكنون بر اثرتوسعه شهر ، منطقه فخ جزو شهر شده و در فاصله پنج تا شش كيلومترى شمال غربى مسجدالحرام قرار دارد .